سپید

دین وزندگی

شرح عرفانی زیارت عاشورا

زیارت نامه امام حسین(ع) از جهت ساختاری شامل فرازهای متعددی است که تشخیص و بررسی آنها دریافت معانی متعالی آن را بهترممکن می سازد.

از جهت ساختار شناسی زیارت عاشورا دارای هیجده پاراگراف اساسی است. که آغاز و انجام آن بنام حضرت محبوب و یاد شهید عشق سرخ حضرت سید الشهداء ابا عبدالله امام حسین علیه سلام می باشد. پاراگراف نهم حاوی پیام اصلی زیارت عاشور به همه نسلها در همه عصرها می باشد. زیرا که بر اساس فرهنگ عاشورایی "کل یوم عاشورا وکل شهر محرم و کل ارض کربلا"ست. حسینی بودن را نشانه هایی است و از نشانه های بارز آن پیگیری راه مستقیم امام حسین علیه سلام و نشانه دوم آن حرکت اجتماعی و سلوک معنوی زیر پرچم رهبر عادل و امام مهدی عجَل الله تعالی فرجه الشریف میباشد

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم

نخست: ابتدا به "بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم" طرحِ نامِ محبوب و معشوقِ سیَدالشهدا با صفات بخشایشگری و مهربانی است؛ که "هوالاول و هوالاخر". آغاز و انجام حسین (ع)، "هـو"؛ فاعل اول و فاعل غایی هستی است.

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ اَمیرِالْمُؤْمِنینَ وَابْنَ سَیِّدِ الْوَصِیّینَ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ فاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِساءِ الْعالَمینَ،اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا ثارَ اللَّهِ وَابْنَ ثارِهِ وَالْوِتْرَ الْمَوْتُورَ.

دوم: تبارشناسیِ معنویِ اسماعیلِ اهل بیت، اشاره ای است که آن سپهسالار عشق، نـه از قبیله ای مجهول، که از تبار بهترین انسانها و موجودات در سلسله عوالم ممکن الوجود است. او فرزند تاج آفرینش وَ نور اول وجود و "مقام جمعِ جمع"، حضرت محمد مصطفی (ص) است. او فرزند شیـر حق مولی الموحدین قطب الاقطب العارفین است. او فرزند گل سرخ آفرینش، نمونه متعالی "عرفان ولایی" وسرور زنان دو عالم است. او فرزند مادری در خون غلتیده در احیای حق پایمال شده ولایت است. او خون خدا وَ وارث خون و شهادت است.

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ وَ عَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائِكَ عَلَیْكُمْ مِنّى جَمیعاً سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ.

سـوم: مجالی است تا زائر حسین (ع) درودی به فراخنای تاریخ بر او و یارانش عَرضه دارد، سلامی که اعلام سرسپردگی به راه سرخ پرافتخار سالار شهیدان است.

یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّةُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصیبَةُ بِکَ عَلَیْنا وَ عَلى جَمیعِ اَهْلِ الْاِسْلامِ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصیبَتُکَ فِى السَّمواتِ عَلى جَمیعِ اَهْلِ السَّمواتِ.

چهارم: حماسه عاشورا محدود به زمان و مکان خاص نیست، بلکه سوگی است سترگ در دل و جان حق پرستان خاک و افلاک.

فَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسَّسَتْ اَساسَ الظُّلْمِ وَالْجَوْرِ عَلَیْكُمْ اَهْلَ الْبَیْتِ ولَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَقامِكُمْ وَ اَزالَتْكُمْ عَنْ مَراتِبِكُمُ الَّتى رَتَّبَكُمُ اللَّهُ فیها. وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً قَتَلَتْكُمْ وَ لَعَنَ اللَّهُ الْمُمَهِّدینَ لَهُمْ بِالتَّمْكینِ مِنْ قِتالِكُ

پنجـم: طلب لعن و نفرین الهی بر بنیان گذاران ظلم بر خاندان نبیِّ اکرم و ستمگرانی است، که ایشان را از مقام و جایگاه برحقشان در رهبریِ عالم محروم کردند. همچنین طلب لعنت بر کسانی است، که اسباب، لوازم و مقدمات این جور و جفا را در قتل امام حسین (ع) و یارانش فراهم آوردند. "اهل بیت"(ع) از مفاهیم کلیدی قرآن است که دو بار در قرآن به آن اشاره شده است: در آیـه 33 سوره احزاب، درباره اهل بیت حضرت محمد (ص) و در آیـه 11 سوره هـود درباره اهل بیت حضرت ابراهیم نبی (ع).

خداوند در آیه تطهیرمی فرماید: "انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا". (همانا خداوند می خواهد از شما" اهل بیت" هر پلیدی را بزداید و شما را چنان که باید، پاکیزه بدارد). (33/33).

در فرهنگ اسلامی واژه "اهل بیت" اصطلاحی است که فقط انصراف به خانواده نزدیک حضرت محمد(ص) از جهت مقام برجسته علمی و معنوی آنان دارد.

اهل بیت علاوه بر نسبت ظاهری خود به پیامبر اسلام، به خاطر صفات اختصاصی، "اهل الذکر"، "اولوالعلم"، "راسخون فی العلم"، "حبل الله، و "اولوالامر"، جانشینان معنوی، علمی و سیاسی ایشان وَ واسطه فیض عالم ممکنات و واجب الوجودند. اصطلاح اهل بیت در قرآن "نشانه" ای از یک مفهوم و تصور دینی خاص است که با هاله ای از قدسیت یگانه احاطه شده و در فرهنگ قرآنی دارای اهمیت ویژه ای است.

بَرِئْتُ اِلَى اللَّهِ وَ اِلَیْكُمْ مِنْهُمْ وَ مِنْ اَشْیاعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ وَ اَوْلِیائِهِمْ.

ششـم: اعلام تبری و بیزاری از پایه گذاران ظلم و پیروان و دوستان آنها. تخلیه نفس از آلودگی های درونی که اسباب سرکشی نفس وپیروی از ظلمه می شود.

یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ اِلى یَوْمِ الْقِیمَةِ.

هفتـم: اعلام تولی و دوستی با امام حسین و اصحاب او. براساس این فراز، زائر عاشورا با کسانی در صلح و صفاست که با امام و یارانش در صلح و صفایند و با معاندان ایشان، در ستیز است. این صلح و جنگ بین جبهه حق و باطل تا روز قیامت ادامه دارد؛ چرا که هر روز عاشورا و هرزمین کربلاست. حماسه حسینی خاصِّ دیروز نیست که پایان یافته باشد و ما بر آن گذشته غمبار بگرییم؛ بلکه ماجرای امروز و فردای بشریت است و تا زندگی در این گیتی در جریان است، داستان موسی و فرعون وَ حسین و یزید همچنان پابرجاست.

وَ لَعَنَ اللَّهُ آلَ زِیادٍ وَ آلَ مَرْوانَ وَ لَعَنَ اللَّهُ بَنى اُمَیَّةَ قاطِبَةً وَ لَعَنَ اللَّهُ ابْنَ مَرْجانَةَ وَ لَعَنَ اللَّهُ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ لَعَنَ اللَّهُ شِمْراً وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسْرَجَتْ وَ اَلْجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتالِکَ.

هشتـم: تفصیل درخواست لعن و نفرین الهی بر ستم پیشگان و بدسگالان مکتب زیاد، مروان و بنی امیه.

بِاَبى اَنْتَ وَ اُمّى لَقَدْ عَظُمَ مُصابى بِکَ فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذى اَكْرَمَ مَقامَکَ وَ اَكْرَمَنى بِکَ اَنْ یَرْزُقَنى طَلَبَ ثارِکَ مَعَ اِمامٍ مَنْصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ.

نهــم: زائر با یادآوری عظمت مصیبت کربلا وَ با تمسک به بلندای مقام قتیل آن، از خداوند درخوست فیض همراهی با قائم آل محمد ارواحنا له الفداء را دارد. ویژگی این فراز، تأکیدی است بر این که خونخواهی سیدالشهداء (ع) از یزیدیانِ دوران زیر پرچم رهبر عادل، رزق الهی زائران حقیقی سیدالشهداست. لذا آن که در جنگ حق و باطل زمانش حضور ندارد، مدعی دروغین پیروی از مکتب حسینی است.

اَللَّهُمَّ اجْعَلْنى عِنْدَکَ وَجیهاً بِالْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ فِى الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ.

دهــم: طلب عِرض و آبرو در پیشگاه الهی، به واسطه پیروی از مکتب سالار شهیدان.

یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلَى اللَّهِ وَ اِلى رَسُولِهِ وَ اِلى اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ وَ اِلى فاطِمَةَ وَ اِلَى الْحَسَنِ وَ اِلَیْکَ بِمُوالاتِکَ وَ بِاْلبَرائَةِ مِمَّنْ اَسَّسَ اَساسَ ذلِکَ وَ بَنى عَلَیْهِ بُنْیانَهُ وَ جَرى فى ظُلْمِهِ وَ جَوْرِهِ عَلَیْكُمْ وَ عَلى اَشْیاعِكُمْ بَرِئْتُ اِلَى اللَّهِ وَ اِلَیْكُمْ مِنْهُمْ وَ اَتَقَرَّبُ اِلَى اللَّهِ ثُمَّ اِلَیْكُمْ بِمُوالاتِكُمْ وَ مُوالاةِ وَلِیِّكُمْ وَ بِالْبَرائَةِ مِنْ اَعْدائِكُمْ وَالنَّاصِبینَ لَكُمُ الْحَرْبَ وَ بِالْبَرائَةِ مِنْ اَشْیاعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ وَ وَلِىٌّ لِمَنْ والاكُمْ وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عاداكُ

یازدهــم: عروج در حریم قرب الهی و آل عبا، با دو بال دوستی با اباعبدالله وَ دشمنی با دشمنان او میسر می گردد. وجه ایجابی این تقرب، در بخش نخستین این فراز عنوان می شود وَ وجه سلبی آن در بخش بعد از آن طرح می گردد.

زائر حسین (ع)، مقصد و غایتش خــداست. او راه وصول به محبوب اَعلی را در پیروی از ولایت ائمّه هُـدی و بیزاری جستن از دشمنان ایشان می جوید؛ که همانا دو اصل "تولـی" و "تبـری" است، که علاوه بر گفتار، در کردار نیز باید هویدا باشد. بدین سان زائر راستین با سپاه نور، در صلح و صفا و با سپاه دشمن، در جنگ و عِناد است.

فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذى اَكْرَمَنى بِمَعْرِفَتِكُمْ وَ مَعْرِفَةِ اَوْلِیائِكُمْ وَ رَزَقَنِى الْبَرائَةَ مِنْ اَعْدائِكُمْ اَنْ یَجْعَلَنى مَعَكُمْ فِى الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ. وَ اَنْ یُثَبِّتَ لى عِنْدَكُمْ قَدَمَ صِدْقٍ فِى الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ وَ اَسْئَلُهُ اَنْ یُبَلِّغَنِىَ الْمَقامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَاللَّهِ وَ اَنْ یَرْزُقَنى طَلَبَ ثارى مَعَ اِمامٍ هُدىً ظاهِرٍ ناطِقٍ بِالْحَقِّ مِنْكُمْ.

دوازدهــم: اساس نزدیکی به خداوند و خلیفة الله، شناخت عمیق نسبت به امامت است.

گام اول در شناخت حق و اولیاء الهی، تخلیه نفس از اوصاف و افعال ناپسند وَ وصول به مقام تخلـی، منوط به بیزاری جستن از دشمنان اولیاء الهی است. لذا می گوییم: خدایا ما را در دنیا پیرو راه حسین (ع) قرار بده، تا در آخرت نیز همنشین او گردیم. پیروی راه حسین علیه السلام سهل و آسان نیست، لذا از خداوند می خواهیم ما را در این راه سخت، صادق و ثابت قدم بگرداند که: "إنَّ الله یحب الذین یقاتلون فی سبیله صفا کأنَّـهم بنیان مرصوص" (صف/4) "خداوند کسانی را که در راه او (همچون حسین (ع)) چون کوه استوار و مقاوم، کارزار می کنند دوست دارد." آری، هر که از باب صدق، در راه خدا ثابت قدم باشد؛ به مقام مبارک و منیع "محمود" نزد خداوند نائل می گردد. مقام "محمود" به بهانه حاصل نشود، بلکه با جانفشانی در راه خونخواهی حسین (ع) و احیاءِ مکتب او، زیر پرچم امام هادی که دعوت به حق می کند، میسر می گردد.

"و من اللیل فتهجـد به نافلـة لک عسی أن یبعثک ربک مقاما محمودا." (اسراء/79) "و پاره ای از شب را به راز و نیاز با خداوند بیدار باش، تا خداوند تو را به جایگاهی ستوده برانگیزد." با استناد به قرآن کریم؛ وصول به مقام رفیع "محمود" نزد پروردگار، از طریق تهجد امکان پذیر است. "مقام محمود" طلب ولايت مطلق محمدي است و هنگامي به دست مي آيد كه هدف از بعثت از مسير دايره ولايت مشخص و به يقين تبديل شده و ايمان در قلوب ستقر شده باشد تا بتواند ظلم و عصيان را از قلب سالک ريشه كن سازد .به تعبیر زیارت عاشورا؛ وصول به این مقام "محمود"، در پیروی و احیای مکتب حسینی است. فتأمل یا اولی الابصار.

وَ اَسْئَلُ اللَّهِ بِحَقِّكُمْ وَ بِالشَّأْنِ الَّذى لَكُمْ عِنْدَهُ اَنْ یُعْطِیَنى بِمُصابى بِكُمْ اَفْضَلَ ما یُعْطى مُصاباً بِمُصیبَتِه مُصیبَةً ما اَعْظَمَها وَ اَعْظَمَ رَزِیَّتَها فِى الْاِسْلامِ وَ فى جَمیعِ السَّمواتِ وَالْاَرْضِ . اَللَّهُمَّ اجْعَلْنى فى مَقامى هذا مِمَّنْ تَنالُهُ مِنْکَ صَلَواتٌ وَ رَحْمَةٌ وَ مَغْفِرَةٌ اَللَّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیاىَ مَحْیا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَماتى مَماتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ.

سیزدهــم: زائر حسینی، رحمت و مغفرت الهی را در پیروی از راه و مکتب امام حسین علیه السلام می یابد، که همانا راه و مکتب آخرین فرستاده الهی حضرت محمد (ص) است. در این فراز بر پیوستگی و درهم تنیدگی "عتـرت" در "سنت محمدی" تأکید می شود. زیرا که ولایت در دل نبوت محمدی است. شیخ محمود شبستری می سراید:

زائر حسینی خواهان یک زندگی براساس تعالیم روح بخش مصطفوی است؛ تا سلوک مصطفوی تا پایان عمر دنیوی اش مستمر و مستدام باشد.

اَللَّهُمَّ اِنَّ هذا یَوْمٌ تَبَرَّكَتْ بِهِ بَنُو اُمَیَّةَ وَ ابْنُ آكِلَةِ الْاَكْبادِ اللَّعینُ ابْنُ اللَّعینِ عَلى لِسانِکَ وَ لِسانِ نَبِیِّکَ صَلَى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فى كُلِّ مَوْطِنٍ وَ مَوْقِفٍ وَقَفَ فیهِ نَبِیُّکَ صَلَى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ اَللَّهُمَّ الْعَنْ اَباسُفْیانَ وَ مُعاوِیَةَ وَ یَزیدَ بْنَ مُعاوِیَةَ عَلَیْهِمْ مِنْکَ اللَّعْنَةُ اَبَدَ الْآبِدینَ وَ هذا یَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِیادٍ وَ آلُ مَرْوانَ بِقَتْلِهِمُ الْحُسَیْنَ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیْهِ اَللَّهُمَّ فَضاعِفْ عَلَیْهِمُ اللَّعْنَ مِنْکَ وَالْعَذابَ الْاَلیمَ.

چهاردهــم: اموی مسلکان، روز شهادت ارزشها را جشن می گیرند؛ آنهایی که مورد لعن و نفرین پیامبر الهی واقع شده اند، جبهه باطلی که در همه زمانها و مکانها حضور دارد.

اَللَّهُمَّ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلَیْکَ فى هذَا الْیَوْمِ وَ فى مَوْقِفى هذا وَ اَیَّامِ حَیاتى بِالْبَرائَةِ مِنْهُمْ وَاللَّعْنَةِ عَلَیْهِمْ وَ بِالْمُوالاتِ لِنَبِیِّکَ وَ آلِ نَبِیِّکِ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمُ السَّلامُ.

پانزدهــم: تقرب به حضرت دوست، با بیزاری از دشمنانِ محبان و محبوبانِ کاملِ محبوبِ اعلی حاصل می شود.

اَللَّهُمَّ لْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِکَ اللَّهُمَّ الْعَنِ الْعِصابَةَ الَّتى جاهَدَتِ الْحُسَیْنِ وَ شایَعَتْ وَ بایَعَتْ عَلى قَتْلِهِ اَللَّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَمیعاً.

شانزدهــم: شامل نتیجه گیری نخستین است، با این مضمون: خدایا نفرین فرست بر اولین کسی که در حق محمد و آل محمد (ع) ظلم نمود و نفرین فرست بر آخرین غاصب مقام امامت و ولایت و نفرین الهی بر آمران و عاملان و مباشران شهادت سیدالشهداء.

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَ لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِكُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَولادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ. اَللَّهُمَّ خُصَّ اَنْتَ اَوَّلَ ظالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنّى وَابْدَأْ بِهِ اَوَّلاً ثُمَّ الثَّانِىَ وَالثَّالِثَ والرَّابِعَ اَللَّهُمِّ الْعَنْ یَزیدَ خامِساً وَالْعَنْ عُبَیْدَ اللَّهِ بْنَ زِیادٍ وَابْنَ مَرْجانَةَ وَ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ شِمْراً وَ آلَ اَبى سُفْیانَ وَ آلَ زِیادٍ وَ آلَ مَرْوانَ اِلى یَوْمِ الْقِیمَةِ.

هفدهــم: شامل نتیجه گیری دوم است، با این مضمون: یا اباعبدالله الحسین، من با تو و یاران در خون خفته ات، بیعت ابدی می کنم و از تو می خواهم که زیارت و درک مستمر معارف خود را نصیبم گردانی. بیعت من با سالار شهیدان و سیدالساجدین (ع) و امامان از ذریه آنان و یاران برجسته ایشان و پیشوایان حسینی است. خدایا براساس تـولــی، تبری می جویم و نفرین می فرستم و دوری می گزینم از پیشوایان باطل و غاصبان مقام ولایت و امامت و رهبران ظلمت در هر عصری.

اَللَّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشَّاكِرینَ لَکَ عَلى مُصابِهِمْ اَلْحَمْدُ للَّهِ عَلى عَظیمِ رَزِیَّتى اَللَّهُمَّ ارْزُقْنى شَفاعَةَ الْحُسَیْنِ یَوْمَ الْوُرُودِ وَ ثَبِّتْ لى قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَکَ مَعَ الْحُسَیْنِ وَ اَصْحابِ الْحُسَیْنِ الَّذینَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ.

واپسیـن فـراز: خدایا تو را سپاس می گویم؛ سپاسی درخور آنان که در این مصائب و سوگ بزرگ شکرگزار تو بوده اند. خدایا با پرداختن به ارزش های رفیع حسینی، در روز ورود به عالم واپسین، مرا شایسته شفاعت سالار شهیدان – که مقبول عالی مقام درگاه احدیت توست – قرار بده. خدایا مرا با امام حسین (ع) و یاران پاکبازش در راستی و درستی سلوک عاشقانه پابرجا بدار.

از جهت ساختارشناسی فراز واپسین به زیبایی و استحکام، اول و آخر و محتوای باطنی و ظاهری زیارت عاشورا را بیان موکد نموده است. کلمات کلیدی عرفان نظری و عملی این فراز که ستون فقرات کل زیارت عاشورا میباشد عبارتند از: مبداء، معاد و ولایت خلیفه الله، انحصارسپاس و ستایش مخصوص ذات اقدس الهی، مقام شاکرین، استقامت در طریقت، مقام صدق و سلوک راه سرخ فنای فی الله وبقای بالله.

+ نوشته شده در  شنبه هشتم آذر 1393ساعت 10 قبل از ظهر  توسط  سپید  | 

زیارت عاشورا

شرح های زیادی بر زیارت عاشورا نوشته شده است.

+ نوشته شده در  شنبه هشتم آذر 1393ساعت 9 قبل از ظهر  توسط  سپید  | 

آسیب شناسی فرهنگ عاشورا

800x600 فرهنگ عاشورا، فرهنگی برخاسته از متن قرآن کریم و سیره اهل بیت عصمت و طهارت(ع) است.
این فرهنگ قدرت و جاذبه فوق العاده و نیز زیبایی و درخشش منحصر به فرد داشته و در صورتی که درست و بدون کم و زیاد کردن اجزاء و تحریف معنوی و ظاهری ارائه شود، تحول آفرین و زندگی ساز است.نویسنده مقاله کوشیده است نگاهی اجمالی به آسیب شناسی فرهنگ عاشورا و راهبردهای عاشوراپژوهی داشته باشد. اینک مطلب را با هم از نظر می گذرانیم:

فرهنگ عاشورا
مقصود از فرهنگ عاشورا، مجموعه مفاهیم، سخنان، اهداف و انگیزه ها، شیوه های عمل، روحیات و اخلاقیات والایی است که در نهضت کربلا گفته شده یا به آنها عمل شده یا در حوادث آن نهضت، تجسم یافته است. این ارزش ها باورها هم در کلمات سیدالشهداء(ع) و اصحاب و فرزندان حضرت متجلی است.
فرهنگ عاشورا همان زیربنای عقیدتی و فکری است که در امام حسین(ع) و شهدای کربلا و اسرای اهل بیت(ع) بود و سبب پیدایش آن حماسه و ماندگاری آن قیام شد.
مجموعه آن باورها و ارزش ها و مفاهیم را می توان در عنوان های زیر خلاصه کرد: مقابله با تحریف دینی، مبارزه با ستم طاغوت ها، و جور حکومت ها، عزت و شرافت انسان، ترویج مرگ سرخ بر زندگی ذلت بار، پیروزی خون بر شمشیر و شهادت بر فاجعه، شهادت بر فاجعه، شهادت طلبی و آمادگی برای مرگ، احیاء فریضه امر به معروف و نهی از منکر و سنت های اسلامی، فتوت و جوانمردی حتی در برخورد با دشمن، نفی سازش با جوریا رضایت به ستم، اصلاح طلبی در جامعه، عمل به تکلیف به خاطر رضای خدا، تکلیف گرایی چه به صورت فتح یا کشته شدن، جهاد و فداکاری همه جانبه، قربانی کردن خود در راه احیاء دین، آمیختن عرفان با حماسه و جهاد با گریه، قیام خالصانه برای خدا، نماز اول وقت، شجاعت و شهامت در برابر دشمن، صبر و مقاومت در راه هدف تا مرز جان، ایثار، وفا، پیروزی گروه اندک ولی حق بر انبوه گروه باطل، هواداری از امام حق و برائت و بیزاری ازحکام جور، حفظ کرامت امت اسلامی، لبیک گویی به فریاد استغاثه مظلومان، فدا شدن لبیک گویی به فریاد استغاثه مظلومان، فدا شدن انسان ها در راه ارزش ها و...
۱

تحریف های عاشورا
الف) معنی تحریف
تحریف از ریشه «حرف است.» در لغت نامه های فارسی ذیل واژه تحریف این معانی آمده است: «تغییر دادن، تبدیل کردن، وارونه ساختن، جابه جا نمودن، کم و زیاد کردن، از حالت اصلی درآوردن و به طرز و وضع دیگری انداختن، کج ساختن، تقلب کردن و...
۲
تحریف در اصطلاح، تحریف کلام آن است که آن را در گوشه ای از احتمال قرار بدهی آنچنان که بتوان بیش از یک معنا (یک معنی اصلی) را به آن باز نمود.
۳

ب) انواع تحریف
«تحریف انواعی دارد و از همه مهمتر این است که تحریف یا لفظی است و یا معنوی. تحریف لفظی این است که ظاهر یک چیز را عوض کنند. مثلا شخصی سخنی به شما گفته است، شما یک چیزی از گفته او کم کنید، یک چیزی روی گفته او بگذارید، یا جمله های او را پس و پیش کنید که معنی اش فرق کند. بالاخره در ظاهر و در لفظ سخن او تصرف کنید، این را می گویند «تحریف لفظی» اما تحریف معنوی این است که شما در لفظ تصرف نمی کنید، لفظ همین است که هست، ولی این لفظ را طوری می شود معنی کرد که همان معنی صاف و راست و مستقیم آن است، مقصود گوینده هم همین بوده است، و طور دیگری می توان معنی کرد که خلاف مقصد و مقصود گوینده است. وقتی که می خواهید این کلام را برای او شرح بدهید آن را طوری معنی می کنید که مطابق مقصود خود شما باشد نه مطابق مقصد اصلی گوینده. این را می گویند تحریف معنوی.» تحریفهای عاشورا، برخی به «محتوا» برمی گردد، برخی به «شکل» و برخی به «افراد».
کتاب هایی که به عنوان مقتل نوشته شد و روضه هایی که برای عاشورا گفته و خوانده شد، گاهی چون با انگیزه گریاندن مستمعین بود، آمیخته با مطالب ضعیف، غیر مستند و احیاناً دروغ گشت. علاقه ای که به چهره های عاشورایی وجود داشت، سبب شد در حوادث آن حماسه، غلوها و مبالغه هایی نقل شود که غیر عقلی و باورنکردنی است. آمار و ارقام کشته ها و برخی حوادثی که بظاهر غم انگیز و سوزناک بود، بر اصل واقعه افزوده شد.
انگیزه آن حماسه اجتماعی و خونین نیز، گاهی تا حد «کشته شدن برای شفاعت از گناهکاران امت» تنزل یافت. نوع برخوردهای امام حسین(ع) زینب و امام سجاد(ع) و کودکان و اهل بیت، گاهی به صورت عجز و لابه و ذلت و حقارت در برابر فاسقانی چون یزید و عمر سعد و ابن زیاد و شمر و... درآمد و خواسته بزرگ امام در این میدان حماسه، که در بیعت با حکومت جور بود، به درخواست جرعه ای آب برای لب عطشان خویش یا گلوی خشک علی اصغر درآمد.
در روضه هایی که خوانده می شد و تعزیه هایی که برپا می گشت و شعرها و نوحه هایی که سروده و اجرا می شد، از زینب و امام سجاد(ع) و مسلم بن عقیل و سکینه و... چهره هایی ارائه گشت که با روح بلند و عزتمند و بزرگوار آن خاندان شرف و کرامت، ناسازگار بود.
حتی خصومت دیرین امویان براساس دینی و وحی و نبوت، به دشمنی شخصی حسین(ع) و یزید تبدیل شد. رسالت یاری رساندن به جبهه گسترده حسین(ع) در طول تاریخ، تنها به سطح گریستن بر تشنگی و مظلومیت آل عبا پایین آمد و بیش از روضه فکر امام حسین(ع)، روضه جسم پاره پاره او و بیش از پیام خونین سیدالشهداء، حلقوم بریده اباعبدالله مطرح شد
تحریف در یک حادثه تاریخی که این حادثه از نظر اجتماع یک سند است، سند اجتماعی است، پشتوانه اخلاقی است، پشتوانه تربیت است، این دیگر چقدر اهمیت دارد! وای به حال آنکه تحریفات، چه تعریف لفظی و چه تعریف معنوی، در موضوعاتی صورت بگیرد که آن موضوعات موضوع عادی نیست.
حال بحث این است که در نقل و بازگو کردن حادثه عاشورا ما هزاران تحریف وارد کردیم، هم تحریفهای لفظی- یعنی شکلی و ظاهری- راجع به اصل قضایا، مقدمات قضایا، متن و حواشی مطلب، و هم {تحریفهای معنوی آن} در تفسیر این حادثه ما تحریف کرده ایم. با کمال تاسف این حادثه، هم دچار تحریفهای لفظی است و هم دچار تحریفهای معنوی.»
۴

هیئت های پاپ
تحولات جامعه مدرن زندگی سبک نوینی در شهرهای بزرگ و صنعتی خصوصاً در بین جوانان به وجود آورده که با اصل زندگی سنتی در فرم و ماهیت اساساً تفاوت داشت این سبک زندگی خود بستر ساز فرهنگ متفاوتی شد که متفاوت از جامعه سنتی و بی اعتنا به استانداردها و شاخصهای جامعه سنتی؛ در جامعه امروز ما به نظر می رسد با توجه به مشخصات فرهنگ پاپ توده ای و عامه پسند می توان از پدیده منحصر به فردی هم در عرصه سبک مداحی و عزاداری در ایام محرم سخن گفت و آنرا یکی از مظاهر سبک زندگی جدید قشری از جوانان شهرنشین ایرانی و فرهنگ پاپ دانست. «هیئت های پاپ» هیئت هایی که از آنها به «پاپ» تعبیر می کنیم گونه جدیدی از هیئات مذهبی هستند که در سالهای اخیر و در برخی از شهرهای بزرگ و صنعتی کشور ظهور کرده و با سرعت چشمگیری روند توسعه و گسترش را در پیش گرفتند به طور کلی می توان سادگی و انعطاف، جوان پسندی، تنوع، ساختار شکنی و هنجارشکنی- چه در قالب و چه در درون مایه- را از مشخصه های این هیئت ها برشمرد.
سهولت شکل گیری یک هیئت پاپ و دیگری مداحی پاپ با شاخص هایی نظیر: جذابیت زیاد، جوان پسند بودن و نوآوری در ارائه سبکهای پرهیجان و جذاب سینه زنی را می توان دو عامل درونی در گسترش آن دخیل دانست کارکرد حفاظتی، جامعه پذیر، تخلیه روانی و پاسخ به غرایز دوران جوانی را می توان به عنوان کارکردهای فرعی آن برشمرد.
رواج قرائت اسلام عرفی را نیز می توان از جمله شاخص های گسترش این فرهنگ دانست زیرا اسلام عرفی، قرائتی است فارغ از حجیت عقل، اسطوره محور، تصوف زده و صوفی منش، منفک از سیاست، منفک از شریعت، سهل و منعطف، فردی و عوام زده، از بعضی مقولات شیعی نظیر: حب اهل بیت(ع).
مداحی پاپ، پدیده نوینی است که این شاخص ها را داراست:
تقلید در آهنگ، پدیده شیفتگی، پدیده ستاره شدن، پدیده بازار، بهره گیری از تکنولوژی صوتی روز، پدیده شهری، بهره مندی از سیستم توزیع گسترده و فضاسازی مجازی.
مهمترین مشخصات فرهنگ عبارت است از: بهره گیری از عبارتهای عربی، بهره گیری از ادبیات سلطنتی، بهره گیری از واژه ها و ادبیات پهلوانی و اسطوره ای، بهره گیری از ادبیات شکسته و محاوره ای.
در این فرهنگ شعر و ادبیات در قالب کلاسیک نظیر: غزل، مثنوی و قصیده چندان کاربردی ندارند و قالب نو پدید «ترانه» جایگزین آنها شده است. آهنگین بودن و قابلیت سر زبان افتادن و زمزمه شدن را داشتن خصلت عمومی و شاکله کلی تشکیل دهنده نوحه های هیئت های پاپ است درون مایه ادبیات هیئتهای پاپ شاخصهایی دارد از جمله: اسطوره گرایی، بهره گیری از ادبیات منسوب به «غالیان»، تاکید بر جنون مندی و بی اعتباری «عقلانیت»، بهره گیری و تاکید بر مفهوم عشق برای توصیف محبت به اهل بیت، تاکید بر شخصی کردن دین و رواج نوعی لاابالی گری و بی خیالی و بهره گیری از واژه های دور از شان ائمه شیعیان(ع).
وسعت دامنه شعاع این فرهنگ بیش از پیش از هر چیز، «خصلت رسانه ای آن است و این که مخاطبانشان صرفاً به اعضا و حضار هیئت منحصر نمی شود. وجود مخاطبان بیرونی، (مخاطبان محصولات هیئت ها: لوح های فشرده، فیلم و ...) پدیده جدیدی است که فقط در این فرهنگ شاهد آن هستیم.
قابل ذکر می باشد که بسیاری از مواردی که امروزه تحت عنوان آسیب های جریان مداحی کشور از آنها نام برده می شود و تقصیر آنها را جملگی به هیئت های پاپ و هوا دارانشان نسبت می دهند، در هیئت های سنتی مسبوق به سابقه بوده اند نظیر: غلو کردن، استفاده از واژه هایی چون شاه و سگ، قلاده انداختن و خودزنی مداح و...
باید توجه داشت پیدایش هیئت های پاپ پیش از آنکه یک جریان انحرافی محسوب شود یا نه، ممکن است یک پدیده طبیعی متاثر از تغییر و تحولات فضای فرهنگی اجتماعی جامعه در سالهای اخیر، در کنار اقتضائات و خصوصیات زندگی شهری بستری را فراهم آورده که دیر یا زود این شکاف یا تحول صورت می پذیرفت که در جای خود نیاز به آسیب شناسی و آفت زدایی دارد.

پیشینه موضوع
دو تن از عالمان بزرگ شیعه درصد سال پیش ضرورت اصلاح روضه خوانی و عزاداری از خرافات و تحریفات و بدعتها را مطرح نمودند، که عبارتند از: میرزا حسین نوری طبرسی، صاحب کتاب مستدرک الوسایل، در سال
۱۳۹۱ قمری، با تالیف کتاب لولو و مرجان در شرط پله اول و دوم منبر روضه خوانان، عهده دار پاکسازی روضه خوانی شد و «اخلاص» و «صدق» را پله اول و دوم روضه خوانی خواند و پرده از چهره ریا و دروغ برداشت همچنین علامه سید محسن امین عاملی، صاحب کتاب اعیان الشیعه، در سال ۱۳۴۶ با تالیف کتاب التنزیه فی اعمال الشبیه. عهده دار پاکسازی عزاداری شد و قمه زنی و شبیه خوانی را تحریم کرد.

التنزیه، به لحاظ خرافه زدایی، مانند کتاب لولو و مرجان است. همان گونه که میرزا حسین نوری در لولو و مرجان عهده دار خرافه زدایی از روضه خوانی و پاکسازی آن شده است با این تفاوت که اولا فضل تقدم در خرافه زدایی از آن نویسنده لولو و مرجان است. ثانیاً لولو و مرجان تقریباً مقبول واقع شد، اما التنزیه مورد مناقشه قرار گرفت و بر آن ردیه های متعددی نوشته شد.

در عصر معاصر متفکر شهید استاد مرتضی مطهری در کتاب حماسه حسینی و تحریفات عاشورا بسیار نقادانه و عمیق پیرامون موضوع پرداخته اند.
مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای طی سالهای اخیر بطور جامع و مبسوط در بیانات خود به تحلیل موضوع تحریفات و بدعتهای عاشورا و ضرورت پرهیز از شبهات و بدعتها و تحریفات پرداخته اند، که اخیراً دفتر نشر فرهنگ اسلامی تحت عنوان «نسیم مبارک عاشورا مروری بر نهضت خونین محرم» مجموعه بیانات و رهنمودهای مقام معظم رهبری را در این خصوص به چاپ رسانده است.

لزوم اصلاحات بر محور دین
در هر صورت یکی از وظایف بزرگ مصلحان دینی مبارزه با آفت ها و انحرافات معنوی و تاریخی حادثه عاشورا است، چرا که بدون تردید با انحراف در این جریان دینی، حادثه عاشورا تحول سازی و عبرت انگیز بودن خود را از دست داده و تنها به عنوان جزیی از تاریخی که گذشت، محسوب می شود؛ در حالیکه مهمترین هدف عاشورا اصلاح دینی در طول تاریخ اسلام است.
همانگونه که امام حسین (ع) از آغاز حرکت خویش از مدینه تا روز حماسه عاشورا، همواره به آفتها و صدماتی که به دین وارد شده، اشاره کرده و هدف از قیام خود را اصلاح این آسیب ها معرفی نموده است.
امام در بخش های مختلفی به این نکته تصریح کرده که چند نمونه از فرمایشات حضرت نقل می شود:

۱) الأترون ان الحق لایعمل به و ان الباطل لا یتناهی عنه.
آیا نمی بینید که به حق عمل نمی شود و از باطل جلوگیری نمی گردد.
۲) انما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی ارید ان امر بالمعروف و انهی عن المنکر و اسیر بسیره جدی و ابی علی بن ابی طالب.
قصد من از خروج، فقط اصلاح امت جدم است. می خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم و به سیره جدم و پدرم حضرت امیرالمؤمنین عمل کنم.
بی تردید قیام عاشورا یک انقلاب دینی بود. انقلاب بر محور دینی اسلام و ناشی از آسیب هایی که بعد از رسول اکرم(ص) تا آن زمان به مرور زمان بر دین تحمیل گشت. هدف حضرت اصلاح و درمان آن آسیب ها بود.

تهدیدات دشمنان:
۱) نشر فرهنگ تحریفات و بدعتها و شبهات.
۲) تحریف فرهنگ حماسه عاشورا.
۳) جابه جایی فرهنگ الگوها.
۴) وهن شعائر دینی.
۵) تبلیغات منفی و القاء شبهات دشمنان در ناکارآمد جلوه دادن فرهنگ عاشورا.

راهبردهای فرهنگ عاشورا پژوهی

۱) شناخت تاریخ و سیره اهل بیت(ع)
تاریخ را می توان از دیدگاه های مختلف مورد تجزیه و تحلیل و تقسیم بندی قرارداد از وقایع نگاری تا واقع نمایی و کشف علل و عوامل و انگیزه ها و تحلیل فلسفه حوادث تاریخی بنابراین اقسام تاریخ به طور کلی عبارتند از:
تاریخ نقلی
تاریخ تحلیلی
فلسفه تاریخ
تاریخ نقلی عبارت است از تحریر و به تصویر کشیدن وقایع و حوادث. ویژگیهای تاریخ نقلی عبارت است از جزئی نگری علم به نقلیات و علم به بودنها و به گذشته تعلق دارد، و نه به حال و آینده تاریخ نقلی از آن جهت دارای اهمیت بالا است که در بیان و نقد وقایع و رخدادهای تاریخی مؤثر است تاریخ تحلیلی یا تاریخ علمی براساس تاریخ نقلی استوار است رابطه تاریخ نقلی و تحلیلی، مطالعه تاریخ نقلی برای بدست آوردن تجربیات و تحلیل وقایع در حکم مواد خام و منابع اصلی و اولیه اند که هرچه صحیح تر و دقیق تر نقد و بررسی شود نتایج بهتری می دهد.
یک مورخ تحلیل گر بسان یک شیمی دان است که مواد خام را همواره با روابط علی و معلولی بررسی می کند تا قوانین کلی و ضوابط عمومی را بدست آورد با اینکار گذشته را به زمان حال مرتبط می سازد و عوامل آن را تعمیم می دهد پس اگر در مواد خام و منابع اصلی و اولیه که از مطالعه تاریخ نقلی به دست می آید تحریفاتی انجام شود طبعاً تاریخ تحلیلی نیز دچار خدشه خواهد شد و از این جهت می توان یکی از عوامل مهم تحریفات عاشورا را تحریف تاریخ نقلی که متأثر از جریانات سیاسی اموی و عباسی و... دانست. بنابراین اولین عنصر مهم و محتوایی در فرهنگ عاشورا پژوهی دقت در تاریخ می باشد. درباره ارزش «شناخت تاریخ» و نحوه برخورد با آن یعنی شیوه های کاربرد تاریخ و استفاده از منابع معتبر تاریخی در فرهنگ عاشورا بسیار حائز اهمیت می باشد.
یکی از عواملی که از بعد محتوایی در کار پیام آوران فرهنگ عاشورا محسوب می شود مداقه «تاریخ اهل بیت(ع)» است. یعنی اینکه در فرهنگ عاشورا پژوهی می بایست در صدد ارائه سیره اهل بیت(ع) براساس منابع معتبر تاریخی برآمد و در این راه، باید کتابهای تاریخی را درست شناخت و مستندترین و جامع ترین آنها را مورد مطالعه و بهره برداری قرار داد.
به عبارت دیگر «مرجع شناسی» خود را تقویت نمود تا بتوان میان نقلهای تاریخی «صحیح»، «مشکوک» و «غلط» تمیز قائل شد. آنگاه که منابع مستند تاریخی مورد شناسایی قرار گرفت و بهترین آنها انتخاب گردید لازم است کتابها را از چند جنبه مختلف مطالعه نمود:

الف) مطالعه تاریخ اهل بیت(ع) و آگاهی از جنبه های مختلف سیره نظری و عملی ائمه اطهار(ع)، شناخت جریانات سیاسی و فرق و مذاهب کلامی و حاکمیت سیاسی زمان ائمه(ع). این آشنایی، که پیام آور فرهنگ عاشورا لازم است از آن بهره مند باشند تا در جریان کلی زندگی و سیره عملی و نظری ائمه اطهار(ع) قرار گیرند و زمینه های ذهنی برای تحلیل و بررسی صحیح سیره ایشان را فراهم نمایند.

ب) تحقیق و تتبع در تاریخ، جهت شناخت سیره اهل بیت(ع)، باتوجه به تحریفات تاریخی که متأثر از حب و بغض بعضی تاریخ نگاران به دلایلی حقیقت را با غرضها آلوده اند به همین دلیل نمی توان به همه آنچه در تاریخ می خوانیم اعتماد کنیم و لازم است برای درک حقیقت از ابزارهای دیگری چون «کتاب خدا»، «سنت اهل بیت(ع)» و «عقل» کمک بگیریم و نقلهای تاریخی درمورد اهل بیت (ع) و فرهنگ عاشورا را با اتکا به سه مورد یاد شده «قبول» یا «رد» کنیم.

۲) مقتل شناسی
«مقتل نگاری» بخشی از تاریخ نگاری از صدر اسلام محسوب می شده اما تنها تاریخ نگاری نیست. ترسیم لحظه به لحظه یک واقعه عظیم انسانی- اسلامی است که با انگیزه کشف تمام جوانب عقیدتی، اخلاقی، سیاسی و اجتماعی آن صورت می گیرد.همان ملاحظاتی که درخصوص مرجع شناسی و شناخت تاریخ در مبحث تاریخ ذکر گردید در موضوع مقتل شناسی قابل تعمیم می باشد که می بایست مورد مداقه و تحقیق و پس از شناسایی مقاتل مستند مورد بهره برداری در فرهنگ عاشورا پژوهی قرارگیرد.

۳) ادبیات آئینی
استفاده از شعر به عنوان یکی از راهکارهای اساسی انتقال احساس و اندیشه، سابقه طولانی دارد و همواره مورد استفاده بوده است. یکی از این حوزه ها که شعر به خوبی توانسته در آن عرصه وارد شود و به انتقال بار عظیم اندیشه و احساس بپردازد، مقوله عاشورا است. شعر آئینی همواره در مراسم مختلف مذهبی و به ویژه در انتقال حماسه عظیم عاشورا مورد استفاده قرار گرفته است و سرایش شعر در این باره همیشه، مورد توجه شاعران بوده است.
پس از واقعه عاشورا حدود سه قرن شعر آئینی و مذهبی درسکوت و خفقان ناشی از حکومتهای جور قرارگرفت پس از این مدت معزالدوله احمد بن دیلمی که بر بخشهایی از عراق، خوزستان و فارس حکومت می راند، فرمانی صادر کرد که به موجب آن از عاشورای آن سال تمام بخشهای حکومتی تحت سیطره او برای عزاداری حسینی(ع) در ملأ عام آزادی عمل بدست آوردند.
از این سال به بعد، عزاداری برای سیدالشهدا نه تنها جرم محسوب نمی شد بلکه به شکل یک فرمان فراگیر به همه جا ساری شد. از این زمان به بعد، مرثیه سرایی و نوحه خوانی درسوگ سالار شهیدان به شکل مبسوط و بدون رعب و وحشت آغاز می شود. به این ترتیب وقتی تاریخ و پیشینه شعر عاشورایی را بررسی می کنیم، اولین شاعری که اشعار او به شکل مکتوب به دست ما رسیده است، کسایی مروزی است.
با وجود این باید گفت یافتن خط سیری منطقی برای شاعران مرثیه سرا در تاریخ ادبیات فارسی کار دشواری است. اما این روند از قرن نهم که حکومت شیعی مذهب صفویان روی کار می آید تغییر می کند به طوری که اظهار تشیع دراشعار و سرودن نوحه و مرثیه درسوگ امامان شیعه به ویژه امام حسین (ع) در دیوانها به طرزی چشمگیر افزایش می یابد از جمله شاعران بزرگ مرثیه سرا می توان به محشتم کاشانی و وصال شیرازی اشاره کرد. دوازده بند محتشم کاشانی نیز دراین عصر سرآغاز حرکتی بالنده در مسیر شعر عاشورایی شد و شاعران بسیاری را به استقبال از این اشعار فراخواند وحشی بافقی، حزین، عاشق اصفهانی و بسیاری دیگر از شاعران از آن دوران تاکنون ترکیب بند محتشم را به عنوان الگویی بی نقص از شعر عاشورایی الگوی کار خود قرار داده اند.
با نگاهی به تاریخ ادبیات ایران در می یابیم که مقوله عاشورا فقط منحصر به شیعیان نیست و در واقع دراین بررسی ، به اشعاری از علمای اهل تسنن برمی خوریم که با بیانی استوار و تعابیری نغز واقعه کربلا و مظلومیت امام حسین (ع) را تصویر کرده اند همچنان که شاه عبدالعزیز دهلوی، یکی از بزرگان اهل سنت هرگاه به داستان کربلا می رسد، زیباترین تعابیر عرفانی را در باب این واقعه به کار می گیرد.
علامه امینی درکتاب الغدیر درخصوص تاثیر واقعه عاشورا در شعر و ادبیات می گوید:«وقتی یک واقعه تاریخی مهم تلقی می شود و حتی ارزش اعتقادی و قرآنی پیدا می کند، بی گمان شاعران و ادیبان تحت تاثیر این واقعه قرار می گیرند و سعی می کنند آن را به صورتهای مختلف به جهانیان عرضه کنند. شعر عاشورایی و واقعه عاشورا هم حقیقتی جز این ندارد.
این روزها به تمام زبانهای زنده دنیا در باب واقعه عاشورا شعر سروده می شود، عربی، ترکی، فارسی، انگلیسی و اردو، اما در واقع این اشعار به هر زبانی که سروده می شوند، ناظر بر مضامین و مفاهیم عظیمی هستند که در واقعه کربلا به آنها اشاره شده است
در تعریف شعر عاشورا باید به این نکته مهم توجه داشت که هر چند این نوع شعر موضوعا به ابعاد وجودی قیام حسینی (ع) و وقایع عاشورا مربوط می شود اما باید میان آثاری که به نثر یا به نظم صرفاً از نگاه احساسی و عاطفی کربلا پرداخته اند و آثاری که از نگاه ارزشی و حماسی عاشورایی با توجه به فلسفه وجودی قیام امام حسین (ع) و نهضت عظیم کربلا پرداخته اند تفاوت قائل شد. بر این اساس می توان گفت شعر عاشورایی شعری است که در مقام بیان ارزشها وحماسه نهضت عظیم حسینی است.
شعر عاشورا شعر سوز و شعور، احساس و حماسه، دفاع از مبانی فرهنگ عاشورا به بیان عاطفی و نیز حماسی واقعه کربلا می پردازد.
بنابر این می بایست درخصوص منابع ادبیات آئینی نیز همچون منابع تاریخی و مقتل دقت لازم و توجه نسبت به بهره برداری از آن به عمل آید. هرچند که شعر عاشورایی در دو دهه اخیر توفیق داشته است که حامل مفاهیم ارزشی اعم از عاطفی و حماسی باشد خصوصأ در سال های دفاع مقدس که شاعران هویت و مقاومت پذیری رزمندگان را با اهداف قیام حسینی(ع) و روحیه شهادت طلبی گره زدند.

راهکارهای عملی زدودن خرافات و بدعت ها از چهره مقدس فرهنگ عاشورا
۱) تحلیل تکوین و ساختاری و کاربردی و آینده نگر فلسفه قیام عاشورا در ابعاد فرهنگی، تاریخی، اجتماعی و سیاسی تعمیق، بسط و گسترش آن.
۲) استفاده متناسب از تکنولوژی آموزشی در مراکز آموزشی اعم از متوسطه و عالی و رسانه های جمعی خصوصاً صدا و سیما و مطبوعات به گونه ای که هم متضمن ارتقای سطح معلومات مخاطبین و هم حداکثر بهره گیری از منابع غنی و مستند باشد.
۳) اتخاذ سیاست های تشویقی و انگیزش در چهارچوب هدف های برنامه توسعه چهارم اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در زمینه «توسعه مشارکت های مردمی در عرصه فرهنگ دینی» برنامه ریزی و اقدام های لازم برای حمایت از هیئت های مذهبی و تشکل های دینی با رویکرد بهبود کیفیت فعالیت ها و پرهیز از خرافات و انحرافات باشد.
۴) ایجاد زنجیره ای همگون از گروه های مرجع تأثیرگذار و تأثیرپذیر که در تعامل با یکدیگر بدون بوجود آوردن بحران ناشی از حساسیت درجهت گسترش فرهنگ اصیل عاشورا و «پرهیز از خرافات و بدعت ها» رهنمون شوند.
۵) توسعه و حمایت آموزشی و پژوهشی از زیرساخت های فکری و مولد فرهنگ اصیل عاشورایی.
۶) رویکرد آموزشی و فرهنگی به مقوله خرافات و بدعت ها و شناخت ماهیت آسیب ها ومصادیق آن و تبیین روش های مناسب جهت کاهش خرافات و بدعت ها و ترمیم آسیب ها با استفاده از منابع معتبر و غنی.
۷) توجه به ارتباط سیستمی سیر مقتل نگاری، باتوجه به اینکه «مقتل نویسی، شعبه ای از دانش تاریخ اسلام است که ابتدای عصر نوین علوم موردعنایت جامعه تاریخدانان مسلمان بوده است
۸) منابع شناسی در حوزه های مقتل شناسی و ادبیات آئینی.
۹) تحلیل نگرش های فکری، فلسفی و کلامی درخصوص واقعه عاشورا.
۱۰) تبیین نقش عوامل فرهنگی، تاریخی، کلامی و سیاسی در زمینه پیدایش تحریفات و بدعت ها.
۱۱) بازشناسی نشانه های بدعت ها و تحریفات در حوزه اشکال و نمادهای فرهنگ عاشورا.
۱۲) ریشه یابی و بررسی پیامدهای تحریفات و بدعت ها در فرهنگ دینی جامعه.
۱۳) تعامل با مخاطبین در زمینه شناخت آسیب ها.
۱۴) تعمیق و عمق بخشیدن سطح معلومات و اطلاعات مخاطبین در حوزه فرهنگ عاشورا.
۱۵) تعریف روش های فرهنگی مقابله با تحریفات و بدعت ها.

رویکرد رفتاری مخاطبین
۱) التزام عملی مخاطبین نسبت به ضرورت پرهیز از طرح مباحث دارای شبهات و بدعتها که موجب وهن شعائر دینی می شود.
۲) استفاده بهینه مخاطبین از منابع و مآخذ معتبر و مستند.
۳) نهادینه نمودن آموزه های شعائر عاشورایی (مضامین ارزشی، معرفتی و حماسی و مفاهیم کلیدی) در راستای فرهنگ سازی جامعه.
۴) ساماندهی فکری و فرهنگی منابع نیروی انسانی در حوزه فرهنگ عاشورایی.
۵) پیشگیری از بدعت ها و تحریفات جدید در عرصه فرهنگ عاشورایی.
۶) ایجاد وحدت رویه در مخاطبین در مقابله فرهنگی با خرافات و انحرافات. Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:10.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif";}


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آبان 1393ساعت 12 بعد از ظهر  توسط  سپید  | 

خطبه 103نهجالبلاغه

 

از خطبه‏هائى است كه امام(ع)ايراد فرموده[1]

اى مردم!به دنيا همچون زاهدان و اعراض كنندگان از آن بنگريد،به خدا سوگند دنيابه زودى ساكنان خود را از ميان مى‏برد،و هوسبازانى كه به آن اطمينان دارند به مصيبت‏مى‏كشاند.

آنچه از دست رفته و پشت كرده هيچگاه برنمى‏گردد،و آينده معلوم نيست،تا در انتظارش‏باشيم،شادى آن با اندوه آميخته،توانائى و استقامت مردان نيرومند در آن به ضعف وسستى مى‏گرايد.

زيبائيهاى فراوانش شما را مغرور نسازد،زيرا مدت كمى بيش باقى نخواهد بود.

رحمت‏خداى بر آن كس باد كه فكر كند و عبرت گيرد،و بينا گردد.

به زودى خواهيد دانست كه گويا آنچه هم اكنون از دنيا موجود است اصلا نبوده.وآنچه از آخرت است همواره خواهد بود هر چيز كه به شمارش آيد(همچون ساعات عمر)سرانجام پايان گيرد،و هر چه انتظارش را داريد خواهد آمد،و هر آينده‏اى قريب و نزديك‏است.

دانا كيست؟

دانا كسى است كه قدر خود را بشناسد.

و براى نادانى انسان همين بس كه از قدر خويش بيخبر ماند.

مبغوض‏ترين افراد نزد خدا بنده‏اى است كه خدا او را به خودش وا گذاشته،از راه‏راست منحرف گشته و بدون راهنما گام برمى‏دارد،اگر به كشتزار دنيا خوانده شود(اجابت‏مى‏كند)و براى آن مى‏كوشد،و اگر به كشتزار آخرت و نعمتهاى گوناگونش دعوت شودسستى مى‏ورزد گويا آنچه انجام مى‏دهد بر او واجب است،و آنچه از آن شانه خالى مى‏كنداز دوش او برداشته شده است.

دوران آخر زمان‏و آن زمانى است كه از فتنه نجات نمى‏يابد مگر مؤمنانيكه بى‏نام و نشانند، اگر در حضورباشند شناخته نشوند و اگر غائب گردند كسى سراغ آنها را نمى‏گيرد،آنها براى سير كنندگان‏در شب ظلمانى جامعه‏ها چراغهاى هدايت و نشانه‏هاى روشنند نه مفسده‏جو هستند و نه‏فتنه‏انگيز،نه در پى اشاعه(فحشايند)و نه مردمى سفيه و لغوگو!اينانند كه خداوند درهاى‏رحمتش را به سويشان باز مى‏كند،و سختيها و مشكلات را از آن برطرف مى‏سازد.

اى مردم!به زودى زمانى مى‏رسد كه اسلام همچون ظرفيكه واژگون شود و آنچه درآن ست‏بريزد واژگون گردد(و مردم حقايق آن را به كلى فراموش كنند).

اى مردم!خداوند به شما ظلم نخواهد كرد و از اين نظر به شما تامين داده است،ولى‏هرگز به شما تامين نداده كه شما را آزمايش نكند.زيرا خداوند در قرآن فرموده:

(ان فى ذلك لايات و ان كنا لمبتلين) :

«در جريان‏«نوح‏»نشانه‏هائى است و ما مردم را مى‏آزمائيم‏»

+ نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند 1390ساعت 12 بعد از ظهر  توسط  سپید  | 

35117114391681954962.jpgسال نومبارک

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1390ساعت 10 قبل از ظهر  توسط  سپید  | 

منطق چیست؟


منطق چیست

 

شاگردی از استاد پرسید: منطق چیست؟

استاد کمی فکر کرد و جواب داد : گوش کنید، مثالی می زنم، دو مرد - پیش من می‌آیند. یکی تمیز و دیگری کثیف من به آن ها پیشنهاد می‌کنم حمام بروند. شما فکر می کنید، کدام یک این کار را انجام دهند؟

شاگردان یک زبان جواب دادند : خوب مسلما كثيفه.

استاد گفت: نه، تمیزه . چون او به حمام کردن عادت دارد  و کثیفه قدر آن را نمی داند پس چه کسی حمام می‌کند ؟

شاگردان جواب دادند تمیزه !

استاد جواب داد: نه، کثیفه، چون او به حمام احتیاج دارد و باز پرسید:

خوب، پس کدامیک از مهمانان من حمام می‌كنند؟

اين بار شاگردها گفتند: کثیفه !

استاد گفت: اما نه، البته که هر دو! تمیزه به حمام عادت دارد و کثیفه به حمام احتیاج دارد. خوب بالاخره کی حمام می‌گیرد ؟

بچه ها با سر درگمی جواب دادند: هر دو !

استاد این بار توضیح می دهد: نه، هیچ کدام ! چون کثیفه به حمام عادت ندارد و تمیزه هم نیازی به حمام کردن ندارد!

شاگردان با اعتراض گفتند: بله درسته، ولی ما چطور می‌توانیم تشخیص دهیم؟ هر بار شما یک چیزی را می‌گویید و هر دفعه هم درست است.

استاد در پاسخ گفت : خوب پس متوجه شدید، این یعنی: منطق!

خاصیت منطق این است که چه چیزی را بخواهی ثابت كني، همان چيز را با منطق طوري مي‌تواني بيان كني كه همه بپذيرند.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1390ساعت 10 قبل از ظهر  توسط  سپید  | 

سوالات درس 11دین وزندگی 1

سوالات درس 11دين وزندگي اول

1-باقي ماندن برپيماني كه باخدابسته ايم ..............و..............رادرپي داردوشكستن پيمان به .........درمقابل اومي انجامد

.2-مقدارموثربودن يك عمل بستگي به ...............انجام آن دارد.-مد ار

 

3-مراقبت به معناي ...........و.............است.

 4-مهمترين جنبه هرعمل .............است.

5 -تاثيريك عمل دررشدمعنوي انسان بستگي به ............دارد.

6-گذشتن ازخطاي ديگران نشان دهنده ...........وناديده گرفتن گناه  وخطاي خود نشان دهنده ........است.

 7-درمحاسبه اعمال نبايدبرخود...............ونسبت به اشتباهات خويش..............باشيم.

8-ابعادمراقبت رادرعبادتي مانندروزه بيان كنيد.

 9-يك حديث قدسي ذكركنيدكه نشان دهنده محبت خداوند به بندگان خودش باشد.

10-تفاوت ركن نمازوغيرركن راذكركنيد.

11-ازنظرامام علي (ع)آفت يك عمل ووسيله صعودآن چيست؟

12-فوايدمراقبت چيست؟

13  -اگربخواهيد اعمال يك روز خودرامحاسبه كنيد چگونه عمل مي كنيد؟

14-بايك مثال نشان دهيدكه باانجام يك عمل چندنيت رادنبال كرده ايد.

15-براي فهميدن ميزان موفقيت چه بايدكرد؟

16-براي اين كه عبادتي مثل كمك كردن به فقير داراي كيفيت بيشترباشد ،چه مي كنيد؟

17-اگردرحال نمازخواندن سهوا  ركوع رافراموش كنيد،نمازتان چه حكمي دارد؟چرا؟

18-اگردرنمازتشهدرافراموش كنيد ،نمازشماچه حكمي دارد؟چرا؟

19-درمواردزيرركن وغيرركن راجداكنيد:دوسجده-قنوت-ذكرهاي نماز-نيت-سلام-تكبيره الاحرام-قيام –موالات –ركوع-طمانينه

+ نوشته شده در  شنبه سی ام بهمن 1389ساعت 9 قبل از ظهر  توسط  سپید  | 

شعرمدرسه

اولین روز دبستان بازگرد

کودکیها شاد و خندان بازگرد

بازگرد ای خاطرات کودکی
بر سوار اسب های چوبکی

خاطرات کودکی زیبا ترند
یادگاران کهن مانا ترند

درسهای سال اول ساده بود
آب را بابا به سارا داده بود

درس پند آموز روباه و خروس
روبه مکار و دزد چاپلوس

کاکلی گنجشککی باهوش بود
فیل نادانی برایش موش بود

روز مهمانی کوکب خانم است
سفره پر از بوی نان گندم است

با وجود سوز و سرمای شدید
ریز علی پیراهن از تن می درید

تا درون نیمکت جا می شدیم
ما پر از تصمیم کبرا می شدیم

پاک کن هایی ز پاکی داشتیم
یک تراش سرخ لاکی داشتیم

کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت
دوشمان از حلقه هایش درد داشت

گرمی دستانمان از آه بود
برگ دفترهامان به رنگ کاه بود

مانده در گوشم صدایی چون تگرگ
خش خش جاروی بابا روی برگ

همکلاسی های من یادم کنید
باز هم در کوچه فریادم کنید

همکلاسی های درس و رنج و کار
بچه های جامه های وصله دار

کاش هرگز زنگ تفریحی نبود
جمع بودن بود و تفریقی نبود

کاش می شد باز کوچک میشدیم
لااقل یک روز کودک میشدیم

یاد آن آموزگار ساده پوش
یاد آن گچها که بودش روی دوش

ای معلم نام و هم یادت به خیر
یاد درس آب و بابایت به خیر

ای دبستانی ترین احساس من
باز گرد این مشق ها را خط بزن

 

  •  «به مستی بی‌طلب بوس از دهان یار می‌ریزد// ثمر چون پخته گردد خودبخود از دار می‌ریزد»
  • «پرده مردم دریدن عیب خود بنمودن است// عیب خود می‌پوشد از چشم خلایق عیب‌پوش»
  • «جام جم آیینه‌دار کاسهٔ زانوی ماست// ما چو طفلان هر طرف بهر تماشا می‌رویم»
  • «در مجالس حرف سرگوشی‌زدن با یکدگر// در زمین سینه‌ها تخم نفاق افشاندن است»
  • «شاه و گدا به دیده دریادلان یکی است// پوشیده است پست و بلند زمین در آب»
  • «شاهی که بر رعیت خود می‌کند ستم// مستی بود که می‌خورد از ران خود کباب»
  • «عشق را با هردلی نسبت به قدر جوهر است// قطره بر گل شبنم و در قعر دریا گوهر است»
  • «عیش امروز علاج غم فردا نکند// مستی شب ندهد سود به خمیازه صبح»
  • «فکر شنبه تلخ دارد جمعه اطفال را// عشرت امروز بی‌اندیشه فردا خوش است»

 

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم بهمن 1389ساعت 10 قبل از ظهر  توسط  سپید  | 

دعا

اََلحَمدُلِّلهِ اَلَّذی یَخلُقُ وَلا یُخلَق؛وَیَرزُقُ وَلا یُرزَق؛ یُطعِمُ وَلا یُطعَم ؛

 زادَاَللّهُ النَعَم َ؛دَفَعَ اَللّه اَلنَقَم ؛بِحَقِّ سَیِّدِالعَرَبِ وَاَلعَجَم ؛هَنیأً لِلا کِلینِ ؛


 وَبَرَکةً لِلباذِلینِ ؛صِحََّةً لِلجالِسین ؛وَشَفاءً لِمَرضَی اَلمُومِنینَ وَاَلمومِنات ؛


 وَسَلا مَةً لِسَفَرِاَلمُسافِرینِ ؛وَمَغفِرَةً لِاَمواتِ اَلحاضِرینِ ؛سیِّما اَمواتِ صاحِبِ اَلاطعِمَة وَاَلاشرِبة ؛اَللّهُمَّ طَیِّب تُرابَهُم وَیَسِّرحِسابَهُم وَاَحشُر هُممَعَ اَلایمَة َ اَلمَعصومین عَلَیهِمُ الَسَّلام ؛اَللّهُمَّ اَجعَل قَبرَهُم رَوضَةَ مِن رِیاضِ اَلجَنَّة

وَلا تَجعَل قَبرَهُم حُفرَةِ مِن حُفَرِالنِیرانِ ؛بِحَقِّ القُرانِ وَ بِحَقِّ سورَةِ المُبارَکَةِ الفا تَحةَ وَالاِخلاصِ وَاَلصَّلَوات ؛                            [[ آمینَ ربَّ اَلعالَمین

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم دی 1389ساعت 10 قبل از ظهر  توسط  سپید  | 

نماز

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم دی 1389ساعت 10 قبل از ظهر  توسط  سپید  | 

مطالب قدیمی‌تر