سپیده صبح

دین وزندگی

آسیب شناسی فرهنگ عاشورا

800x600 فرهنگ عاشورا، فرهنگی برخاسته از متن قرآن کریم و سیره اهل بیت عصمت و طهارت(ع) است.
این فرهنگ قدرت و جاذبه فوق العاده و نیز زیبایی و درخشش منحصر به فرد داشته و در صورتی که درست و بدون کم و زیاد کردن اجزاء و تحریف معنوی و ظاهری ارائه شود، تحول آفرین و زندگی ساز است.نویسنده مقاله کوشیده است نگاهی اجمالی به آسیب شناسی فرهنگ عاشورا و راهبردهای عاشوراپژوهی داشته باشد. اینک مطلب را با هم از نظر می گذرانیم:

فرهنگ عاشورا
مقصود از فرهنگ عاشورا، مجموعه مفاهیم، سخنان، اهداف و انگیزه ها، شیوه های عمل، روحیات و اخلاقیات والایی است که در نهضت کربلا گفته شده یا به آنها عمل شده یا در حوادث آن نهضت، تجسم یافته است. این ارزش ها باورها هم در کلمات سیدالشهداء(ع) و اصحاب و فرزندان حضرت متجلی است.
فرهنگ عاشورا همان زیربنای عقیدتی و فکری است که در امام حسین(ع) و شهدای کربلا و اسرای اهل بیت(ع) بود و سبب پیدایش آن حماسه و ماندگاری آن قیام شد.
مجموعه آن باورها و ارزش ها و مفاهیم را می توان در عنوان های زیر خلاصه کرد: مقابله با تحریف دینی، مبارزه با ستم طاغوت ها، و جور حکومت ها، عزت و شرافت انسان، ترویج مرگ سرخ بر زندگی ذلت بار، پیروزی خون بر شمشیر و شهادت بر فاجعه، شهادت بر فاجعه، شهادت طلبی و آمادگی برای مرگ، احیاء فریضه امر به معروف و نهی از منکر و سنت های اسلامی، فتوت و جوانمردی حتی در برخورد با دشمن، نفی سازش با جوریا رضایت به ستم، اصلاح طلبی در جامعه، عمل به تکلیف به خاطر رضای خدا، تکلیف گرایی چه به صورت فتح یا کشته شدن، جهاد و فداکاری همه جانبه، قربانی کردن خود در راه احیاء دین، آمیختن عرفان با حماسه و جهاد با گریه، قیام خالصانه برای خدا، نماز اول وقت، شجاعت و شهامت در برابر دشمن، صبر و مقاومت در راه هدف تا مرز جان، ایثار، وفا، پیروزی گروه اندک ولی حق بر انبوه گروه باطل، هواداری از امام حق و برائت و بیزاری ازحکام جور، حفظ کرامت امت اسلامی، لبیک گویی به فریاد استغاثه مظلومان، فدا شدن لبیک گویی به فریاد استغاثه مظلومان، فدا شدن انسان ها در راه ارزش ها و...
۱

تحریف های عاشورا
الف) معنی تحریف
تحریف از ریشه «حرف است.» در لغت نامه های فارسی ذیل واژه تحریف این معانی آمده است: «تغییر دادن، تبدیل کردن، وارونه ساختن، جابه جا نمودن، کم و زیاد کردن، از حالت اصلی درآوردن و به طرز و وضع دیگری انداختن، کج ساختن، تقلب کردن و...
۲
تحریف در اصطلاح، تحریف کلام آن است که آن را در گوشه ای از احتمال قرار بدهی آنچنان که بتوان بیش از یک معنا (یک معنی اصلی) را به آن باز نمود.
۳

ب) انواع تحریف
«تحریف انواعی دارد و از همه مهمتر این است که تحریف یا لفظی است و یا معنوی. تحریف لفظی این است که ظاهر یک چیز را عوض کنند. مثلا شخصی سخنی به شما گفته است، شما یک چیزی از گفته او کم کنید، یک چیزی روی گفته او بگذارید، یا جمله های او را پس و پیش کنید که معنی اش فرق کند. بالاخره در ظاهر و در لفظ سخن او تصرف کنید، این را می گویند «تحریف لفظی» اما تحریف معنوی این است که شما در لفظ تصرف نمی کنید، لفظ همین است که هست، ولی این لفظ را طوری می شود معنی کرد که همان معنی صاف و راست و مستقیم آن است، مقصود گوینده هم همین بوده است، و طور دیگری می توان معنی کرد که خلاف مقصد و مقصود گوینده است. وقتی که می خواهید این کلام را برای او شرح بدهید آن را طوری معنی می کنید که مطابق مقصود خود شما باشد نه مطابق مقصد اصلی گوینده. این را می گویند تحریف معنوی.» تحریفهای عاشورا، برخی به «محتوا» برمی گردد، برخی به «شکل» و برخی به «افراد».
کتاب هایی که به عنوان مقتل نوشته شد و روضه هایی که برای عاشورا گفته و خوانده شد، گاهی چون با انگیزه گریاندن مستمعین بود، آمیخته با مطالب ضعیف، غیر مستند و احیاناً دروغ گشت. علاقه ای که به چهره های عاشورایی وجود داشت، سبب شد در حوادث آن حماسه، غلوها و مبالغه هایی نقل شود که غیر عقلی و باورنکردنی است. آمار و ارقام کشته ها و برخی حوادثی که بظاهر غم انگیز و سوزناک بود، بر اصل واقعه افزوده شد.
انگیزه آن حماسه اجتماعی و خونین نیز، گاهی تا حد «کشته شدن برای شفاعت از گناهکاران امت» تنزل یافت. نوع برخوردهای امام حسین(ع) زینب و امام سجاد(ع) و کودکان و اهل بیت، گاهی به صورت عجز و لابه و ذلت و حقارت در برابر فاسقانی چون یزید و عمر سعد و ابن زیاد و شمر و... درآمد و خواسته بزرگ امام در این میدان حماسه، که در بیعت با حکومت جور بود، به درخواست جرعه ای آب برای لب عطشان خویش یا گلوی خشک علی اصغر درآمد.
در روضه هایی که خوانده می شد و تعزیه هایی که برپا می گشت و شعرها و نوحه هایی که سروده و اجرا می شد، از زینب و امام سجاد(ع) و مسلم بن عقیل و سکینه و... چهره هایی ارائه گشت که با روح بلند و عزتمند و بزرگوار آن خاندان شرف و کرامت، ناسازگار بود.
حتی خصومت دیرین امویان براساس دینی و وحی و نبوت، به دشمنی شخصی حسین(ع) و یزید تبدیل شد. رسالت یاری رساندن به جبهه گسترده حسین(ع) در طول تاریخ، تنها به سطح گریستن بر تشنگی و مظلومیت آل عبا پایین آمد و بیش از روضه فکر امام حسین(ع)، روضه جسم پاره پاره او و بیش از پیام خونین سیدالشهداء، حلقوم بریده اباعبدالله مطرح شد
تحریف در یک حادثه تاریخی که این حادثه از نظر اجتماع یک سند است، سند اجتماعی است، پشتوانه اخلاقی است، پشتوانه تربیت است، این دیگر چقدر اهمیت دارد! وای به حال آنکه تحریفات، چه تعریف لفظی و چه تعریف معنوی، در موضوعاتی صورت بگیرد که آن موضوعات موضوع عادی نیست.
حال بحث این است که در نقل و بازگو کردن حادثه عاشورا ما هزاران تحریف وارد کردیم، هم تحریفهای لفظی- یعنی شکلی و ظاهری- راجع به اصل قضایا، مقدمات قضایا، متن و حواشی مطلب، و هم {تحریفهای معنوی آن} در تفسیر این حادثه ما تحریف کرده ایم. با کمال تاسف این حادثه، هم دچار تحریفهای لفظی است و هم دچار تحریفهای معنوی.»
۴

هیئت های پاپ
تحولات جامعه مدرن زندگی سبک نوینی در شهرهای بزرگ و صنعتی خصوصاً در بین جوانان به وجود آورده که با اصل زندگی سنتی در فرم و ماهیت اساساً تفاوت داشت این سبک زندگی خود بستر ساز فرهنگ متفاوتی شد که متفاوت از جامعه سنتی و بی اعتنا به استانداردها و شاخصهای جامعه سنتی؛ در جامعه امروز ما به نظر می رسد با توجه به مشخصات فرهنگ پاپ توده ای و عامه پسند می توان از پدیده منحصر به فردی هم در عرصه سبک مداحی و عزاداری در ایام محرم سخن گفت و آنرا یکی از مظاهر سبک زندگی جدید قشری از جوانان شهرنشین ایرانی و فرهنگ پاپ دانست. «هیئت های پاپ» هیئت هایی که از آنها به «پاپ» تعبیر می کنیم گونه جدیدی از هیئات مذهبی هستند که در سالهای اخیر و در برخی از شهرهای بزرگ و صنعتی کشور ظهور کرده و با سرعت چشمگیری روند توسعه و گسترش را در پیش گرفتند به طور کلی می توان سادگی و انعطاف، جوان پسندی، تنوع، ساختار شکنی و هنجارشکنی- چه در قالب و چه در درون مایه- را از مشخصه های این هیئت ها برشمرد.
سهولت شکل گیری یک هیئت پاپ و دیگری مداحی پاپ با شاخص هایی نظیر: جذابیت زیاد، جوان پسند بودن و نوآوری در ارائه سبکهای پرهیجان و جذاب سینه زنی را می توان دو عامل درونی در گسترش آن دخیل دانست کارکرد حفاظتی، جامعه پذیر، تخلیه روانی و پاسخ به غرایز دوران جوانی را می توان به عنوان کارکردهای فرعی آن برشمرد.
رواج قرائت اسلام عرفی را نیز می توان از جمله شاخص های گسترش این فرهنگ دانست زیرا اسلام عرفی، قرائتی است فارغ از حجیت عقل، اسطوره محور، تصوف زده و صوفی منش، منفک از سیاست، منفک از شریعت، سهل و منعطف، فردی و عوام زده، از بعضی مقولات شیعی نظیر: حب اهل بیت(ع).
مداحی پاپ، پدیده نوینی است که این شاخص ها را داراست:
تقلید در آهنگ، پدیده شیفتگی، پدیده ستاره شدن، پدیده بازار، بهره گیری از تکنولوژی صوتی روز، پدیده شهری، بهره مندی از سیستم توزیع گسترده و فضاسازی مجازی.
مهمترین مشخصات فرهنگ عبارت است از: بهره گیری از عبارتهای عربی، بهره گیری از ادبیات سلطنتی، بهره گیری از واژه ها و ادبیات پهلوانی و اسطوره ای، بهره گیری از ادبیات شکسته و محاوره ای.
در این فرهنگ شعر و ادبیات در قالب کلاسیک نظیر: غزل، مثنوی و قصیده چندان کاربردی ندارند و قالب نو پدید «ترانه» جایگزین آنها شده است. آهنگین بودن و قابلیت سر زبان افتادن و زمزمه شدن را داشتن خصلت عمومی و شاکله کلی تشکیل دهنده نوحه های هیئت های پاپ است درون مایه ادبیات هیئتهای پاپ شاخصهایی دارد از جمله: اسطوره گرایی، بهره گیری از ادبیات منسوب به «غالیان»، تاکید بر جنون مندی و بی اعتباری «عقلانیت»، بهره گیری و تاکید بر مفهوم عشق برای توصیف محبت به اهل بیت، تاکید بر شخصی کردن دین و رواج نوعی لاابالی گری و بی خیالی و بهره گیری از واژه های دور از شان ائمه شیعیان(ع).
وسعت دامنه شعاع این فرهنگ بیش از پیش از هر چیز، «خصلت رسانه ای آن است و این که مخاطبانشان صرفاً به اعضا و حضار هیئت منحصر نمی شود. وجود مخاطبان بیرونی، (مخاطبان محصولات هیئت ها: لوح های فشرده، فیلم و ...) پدیده جدیدی است که فقط در این فرهنگ شاهد آن هستیم.
قابل ذکر می باشد که بسیاری از مواردی که امروزه تحت عنوان آسیب های جریان مداحی کشور از آنها نام برده می شود و تقصیر آنها را جملگی به هیئت های پاپ و هوا دارانشان نسبت می دهند، در هیئت های سنتی مسبوق به سابقه بوده اند نظیر: غلو کردن، استفاده از واژه هایی چون شاه و سگ، قلاده انداختن و خودزنی مداح و...
باید توجه داشت پیدایش هیئت های پاپ پیش از آنکه یک جریان انحرافی محسوب شود یا نه، ممکن است یک پدیده طبیعی متاثر از تغییر و تحولات فضای فرهنگی اجتماعی جامعه در سالهای اخیر، در کنار اقتضائات و خصوصیات زندگی شهری بستری را فراهم آورده که دیر یا زود این شکاف یا تحول صورت می پذیرفت که در جای خود نیاز به آسیب شناسی و آفت زدایی دارد.

پیشینه موضوع
دو تن از عالمان بزرگ شیعه درصد سال پیش ضرورت اصلاح روضه خوانی و عزاداری از خرافات و تحریفات و بدعتها را مطرح نمودند، که عبارتند از: میرزا حسین نوری طبرسی، صاحب کتاب مستدرک الوسایل، در سال
۱۳۹۱ قمری، با تالیف کتاب لولو و مرجان در شرط پله اول و دوم منبر روضه خوانان، عهده دار پاکسازی روضه خوانی شد و «اخلاص» و «صدق» را پله اول و دوم روضه خوانی خواند و پرده از چهره ریا و دروغ برداشت همچنین علامه سید محسن امین عاملی، صاحب کتاب اعیان الشیعه، در سال ۱۳۴۶ با تالیف کتاب التنزیه فی اعمال الشبیه. عهده دار پاکسازی عزاداری شد و قمه زنی و شبیه خوانی را تحریم کرد.

التنزیه، به لحاظ خرافه زدایی، مانند کتاب لولو و مرجان است. همان گونه که میرزا حسین نوری در لولو و مرجان عهده دار خرافه زدایی از روضه خوانی و پاکسازی آن شده است با این تفاوت که اولا فضل تقدم در خرافه زدایی از آن نویسنده لولو و مرجان است. ثانیاً لولو و مرجان تقریباً مقبول واقع شد، اما التنزیه مورد مناقشه قرار گرفت و بر آن ردیه های متعددی نوشته شد.

در عصر معاصر متفکر شهید استاد مرتضی مطهری در کتاب حماسه حسینی و تحریفات عاشورا بسیار نقادانه و عمیق پیرامون موضوع پرداخته اند.
مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای طی سالهای اخیر بطور جامع و مبسوط در بیانات خود به تحلیل موضوع تحریفات و بدعتهای عاشورا و ضرورت پرهیز از شبهات و بدعتها و تحریفات پرداخته اند، که اخیراً دفتر نشر فرهنگ اسلامی تحت عنوان «نسیم مبارک عاشورا مروری بر نهضت خونین محرم» مجموعه بیانات و رهنمودهای مقام معظم رهبری را در این خصوص به چاپ رسانده است.

لزوم اصلاحات بر محور دین
در هر صورت یکی از وظایف بزرگ مصلحان دینی مبارزه با آفت ها و انحرافات معنوی و تاریخی حادثه عاشورا است، چرا که بدون تردید با انحراف در این جریان دینی، حادثه عاشورا تحول سازی و عبرت انگیز بودن خود را از دست داده و تنها به عنوان جزیی از تاریخی که گذشت، محسوب می شود؛ در حالیکه مهمترین هدف عاشورا اصلاح دینی در طول تاریخ اسلام است.
همانگونه که امام حسین (ع) از آغاز حرکت خویش از مدینه تا روز حماسه عاشورا، همواره به آفتها و صدماتی که به دین وارد شده، اشاره کرده و هدف از قیام خود را اصلاح این آسیب ها معرفی نموده است.
امام در بخش های مختلفی به این نکته تصریح کرده که چند نمونه از فرمایشات حضرت نقل می شود:

۱) الأترون ان الحق لایعمل به و ان الباطل لا یتناهی عنه.
آیا نمی بینید که به حق عمل نمی شود و از باطل جلوگیری نمی گردد.
۲) انما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی ارید ان امر بالمعروف و انهی عن المنکر و اسیر بسیره جدی و ابی علی بن ابی طالب.
قصد من از خروج، فقط اصلاح امت جدم است. می خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم و به سیره جدم و پدرم حضرت امیرالمؤمنین عمل کنم.
بی تردید قیام عاشورا یک انقلاب دینی بود. انقلاب بر محور دینی اسلام و ناشی از آسیب هایی که بعد از رسول اکرم(ص) تا آن زمان به مرور زمان بر دین تحمیل گشت. هدف حضرت اصلاح و درمان آن آسیب ها بود.

تهدیدات دشمنان:
۱) نشر فرهنگ تحریفات و بدعتها و شبهات.
۲) تحریف فرهنگ حماسه عاشورا.
۳) جابه جایی فرهنگ الگوها.
۴) وهن شعائر دینی.
۵) تبلیغات منفی و القاء شبهات دشمنان در ناکارآمد جلوه دادن فرهنگ عاشورا.

راهبردهای فرهنگ عاشورا پژوهی

۱) شناخت تاریخ و سیره اهل بیت(ع)
تاریخ را می توان از دیدگاه های مختلف مورد تجزیه و تحلیل و تقسیم بندی قرارداد از وقایع نگاری تا واقع نمایی و کشف علل و عوامل و انگیزه ها و تحلیل فلسفه حوادث تاریخی بنابراین اقسام تاریخ به طور کلی عبارتند از:
تاریخ نقلی
تاریخ تحلیلی
فلسفه تاریخ
تاریخ نقلی عبارت است از تحریر و به تصویر کشیدن وقایع و حوادث. ویژگیهای تاریخ نقلی عبارت است از جزئی نگری علم به نقلیات و علم به بودنها و به گذشته تعلق دارد، و نه به حال و آینده تاریخ نقلی از آن جهت دارای اهمیت بالا است که در بیان و نقد وقایع و رخدادهای تاریخی مؤثر است تاریخ تحلیلی یا تاریخ علمی براساس تاریخ نقلی استوار است رابطه تاریخ نقلی و تحلیلی، مطالعه تاریخ نقلی برای بدست آوردن تجربیات و تحلیل وقایع در حکم مواد خام و منابع اصلی و اولیه اند که هرچه صحیح تر و دقیق تر نقد و بررسی شود نتایج بهتری می دهد.
یک مورخ تحلیل گر بسان یک شیمی دان است که مواد خام را همواره با روابط علی و معلولی بررسی می کند تا قوانین کلی و ضوابط عمومی را بدست آورد با اینکار گذشته را به زمان حال مرتبط می سازد و عوامل آن را تعمیم می دهد پس اگر در مواد خام و منابع اصلی و اولیه که از مطالعه تاریخ نقلی به دست می آید تحریفاتی انجام شود طبعاً تاریخ تحلیلی نیز دچار خدشه خواهد شد و از این جهت می توان یکی از عوامل مهم تحریفات عاشورا را تحریف تاریخ نقلی که متأثر از جریانات سیاسی اموی و عباسی و... دانست. بنابراین اولین عنصر مهم و محتوایی در فرهنگ عاشورا پژوهی دقت در تاریخ می باشد. درباره ارزش «شناخت تاریخ» و نحوه برخورد با آن یعنی شیوه های کاربرد تاریخ و استفاده از منابع معتبر تاریخی در فرهنگ عاشورا بسیار حائز اهمیت می باشد.
یکی از عواملی که از بعد محتوایی در کار پیام آوران فرهنگ عاشورا محسوب می شود مداقه «تاریخ اهل بیت(ع)» است. یعنی اینکه در فرهنگ عاشورا پژوهی می بایست در صدد ارائه سیره اهل بیت(ع) براساس منابع معتبر تاریخی برآمد و در این راه، باید کتابهای تاریخی را درست شناخت و مستندترین و جامع ترین آنها را مورد مطالعه و بهره برداری قرار داد.
به عبارت دیگر «مرجع شناسی» خود را تقویت نمود تا بتوان میان نقلهای تاریخی «صحیح»، «مشکوک» و «غلط» تمیز قائل شد. آنگاه که منابع مستند تاریخی مورد شناسایی قرار گرفت و بهترین آنها انتخاب گردید لازم است کتابها را از چند جنبه مختلف مطالعه نمود:

الف) مطالعه تاریخ اهل بیت(ع) و آگاهی از جنبه های مختلف سیره نظری و عملی ائمه اطهار(ع)، شناخت جریانات سیاسی و فرق و مذاهب کلامی و حاکمیت سیاسی زمان ائمه(ع). این آشنایی، که پیام آور فرهنگ عاشورا لازم است از آن بهره مند باشند تا در جریان کلی زندگی و سیره عملی و نظری ائمه اطهار(ع) قرار گیرند و زمینه های ذهنی برای تحلیل و بررسی صحیح سیره ایشان را فراهم نمایند.

ب) تحقیق و تتبع در تاریخ، جهت شناخت سیره اهل بیت(ع)، باتوجه به تحریفات تاریخی که متأثر از حب و بغض بعضی تاریخ نگاران به دلایلی حقیقت را با غرضها آلوده اند به همین دلیل نمی توان به همه آنچه در تاریخ می خوانیم اعتماد کنیم و لازم است برای درک حقیقت از ابزارهای دیگری چون «کتاب خدا»، «سنت اهل بیت(ع)» و «عقل» کمک بگیریم و نقلهای تاریخی درمورد اهل بیت (ع) و فرهنگ عاشورا را با اتکا به سه مورد یاد شده «قبول» یا «رد» کنیم.

۲) مقتل شناسی
«مقتل نگاری» بخشی از تاریخ نگاری از صدر اسلام محسوب می شده اما تنها تاریخ نگاری نیست. ترسیم لحظه به لحظه یک واقعه عظیم انسانی- اسلامی است که با انگیزه کشف تمام جوانب عقیدتی، اخلاقی، سیاسی و اجتماعی آن صورت می گیرد.همان ملاحظاتی که درخصوص مرجع شناسی و شناخت تاریخ در مبحث تاریخ ذکر گردید در موضوع مقتل شناسی قابل تعمیم می باشد که می بایست مورد مداقه و تحقیق و پس از شناسایی مقاتل مستند مورد بهره برداری در فرهنگ عاشورا پژوهی قرارگیرد.

۳) ادبیات آئینی
استفاده از شعر به عنوان یکی از راهکارهای اساسی انتقال احساس و اندیشه، سابقه طولانی دارد و همواره مورد استفاده بوده است. یکی از این حوزه ها که شعر به خوبی توانسته در آن عرصه وارد شود و به انتقال بار عظیم اندیشه و احساس بپردازد، مقوله عاشورا است. شعر آئینی همواره در مراسم مختلف مذهبی و به ویژه در انتقال حماسه عظیم عاشورا مورد استفاده قرار گرفته است و سرایش شعر در این باره همیشه، مورد توجه شاعران بوده است.
پس از واقعه عاشورا حدود سه قرن شعر آئینی و مذهبی درسکوت و خفقان ناشی از حکومتهای جور قرارگرفت پس از این مدت معزالدوله احمد بن دیلمی که بر بخشهایی از عراق، خوزستان و فارس حکومت می راند، فرمانی صادر کرد که به موجب آن از عاشورای آن سال تمام بخشهای حکومتی تحت سیطره او برای عزاداری حسینی(ع) در ملأ عام آزادی عمل بدست آوردند.
از این سال به بعد، عزاداری برای سیدالشهدا نه تنها جرم محسوب نمی شد بلکه به شکل یک فرمان فراگیر به همه جا ساری شد. از این زمان به بعد، مرثیه سرایی و نوحه خوانی درسوگ سالار شهیدان به شکل مبسوط و بدون رعب و وحشت آغاز می شود. به این ترتیب وقتی تاریخ و پیشینه شعر عاشورایی را بررسی می کنیم، اولین شاعری که اشعار او به شکل مکتوب به دست ما رسیده است، کسایی مروزی است.
با وجود این باید گفت یافتن خط سیری منطقی برای شاعران مرثیه سرا در تاریخ ادبیات فارسی کار دشواری است. اما این روند از قرن نهم که حکومت شیعی مذهب صفویان روی کار می آید تغییر می کند به طوری که اظهار تشیع دراشعار و سرودن نوحه و مرثیه درسوگ امامان شیعه به ویژه امام حسین (ع) در دیوانها به طرزی چشمگیر افزایش می یابد از جمله شاعران بزرگ مرثیه سرا می توان به محشتم کاشانی و وصال شیرازی اشاره کرد. دوازده بند محتشم کاشانی نیز دراین عصر سرآغاز حرکتی بالنده در مسیر شعر عاشورایی شد و شاعران بسیاری را به استقبال از این اشعار فراخواند وحشی بافقی، حزین، عاشق اصفهانی و بسیاری دیگر از شاعران از آن دوران تاکنون ترکیب بند محتشم را به عنوان الگویی بی نقص از شعر عاشورایی الگوی کار خود قرار داده اند.
با نگاهی به تاریخ ادبیات ایران در می یابیم که مقوله عاشورا فقط منحصر به شیعیان نیست و در واقع دراین بررسی ، به اشعاری از علمای اهل تسنن برمی خوریم که با بیانی استوار و تعابیری نغز واقعه کربلا و مظلومیت امام حسین (ع) را تصویر کرده اند همچنان که شاه عبدالعزیز دهلوی، یکی از بزرگان اهل سنت هرگاه به داستان کربلا می رسد، زیباترین تعابیر عرفانی را در باب این واقعه به کار می گیرد.
علامه امینی درکتاب الغدیر درخصوص تاثیر واقعه عاشورا در شعر و ادبیات می گوید:«وقتی یک واقعه تاریخی مهم تلقی می شود و حتی ارزش اعتقادی و قرآنی پیدا می کند، بی گمان شاعران و ادیبان تحت تاثیر این واقعه قرار می گیرند و سعی می کنند آن را به صورتهای مختلف به جهانیان عرضه کنند. شعر عاشورایی و واقعه عاشورا هم حقیقتی جز این ندارد.
این روزها به تمام زبانهای زنده دنیا در باب واقعه عاشورا شعر سروده می شود، عربی، ترکی، فارسی، انگلیسی و اردو، اما در واقع این اشعار به هر زبانی که سروده می شوند، ناظر بر مضامین و مفاهیم عظیمی هستند که در واقعه کربلا به آنها اشاره شده است
در تعریف شعر عاشورا باید به این نکته مهم توجه داشت که هر چند این نوع شعر موضوعا به ابعاد وجودی قیام حسینی (ع) و وقایع عاشورا مربوط می شود اما باید میان آثاری که به نثر یا به نظم صرفاً از نگاه احساسی و عاطفی کربلا پرداخته اند و آثاری که از نگاه ارزشی و حماسی عاشورایی با توجه به فلسفه وجودی قیام امام حسین (ع) و نهضت عظیم کربلا پرداخته اند تفاوت قائل شد. بر این اساس می توان گفت شعر عاشورایی شعری است که در مقام بیان ارزشها وحماسه نهضت عظیم حسینی است.
شعر عاشورا شعر سوز و شعور، احساس و حماسه، دفاع از مبانی فرهنگ عاشورا به بیان عاطفی و نیز حماسی واقعه کربلا می پردازد.
بنابر این می بایست درخصوص منابع ادبیات آئینی نیز همچون منابع تاریخی و مقتل دقت لازم و توجه نسبت به بهره برداری از آن به عمل آید. هرچند که شعر عاشورایی در دو دهه اخیر توفیق داشته است که حامل مفاهیم ارزشی اعم از عاطفی و حماسی باشد خصوصأ در سال های دفاع مقدس که شاعران هویت و مقاومت پذیری رزمندگان را با اهداف قیام حسینی(ع) و روحیه شهادت طلبی گره زدند.

راهکارهای عملی زدودن خرافات و بدعت ها از چهره مقدس فرهنگ عاشورا
۱) تحلیل تکوین و ساختاری و کاربردی و آینده نگر فلسفه قیام عاشورا در ابعاد فرهنگی، تاریخی، اجتماعی و سیاسی تعمیق، بسط و گسترش آن.
۲) استفاده متناسب از تکنولوژی آموزشی در مراکز آموزشی اعم از متوسطه و عالی و رسانه های جمعی خصوصاً صدا و سیما و مطبوعات به گونه ای که هم متضمن ارتقای سطح معلومات مخاطبین و هم حداکثر بهره گیری از منابع غنی و مستند باشد.
۳) اتخاذ سیاست های تشویقی و انگیزش در چهارچوب هدف های برنامه توسعه چهارم اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در زمینه «توسعه مشارکت های مردمی در عرصه فرهنگ دینی» برنامه ریزی و اقدام های لازم برای حمایت از هیئت های مذهبی و تشکل های دینی با رویکرد بهبود کیفیت فعالیت ها و پرهیز از خرافات و انحرافات باشد.
۴) ایجاد زنجیره ای همگون از گروه های مرجع تأثیرگذار و تأثیرپذیر که در تعامل با یکدیگر بدون بوجود آوردن بحران ناشی از حساسیت درجهت گسترش فرهنگ اصیل عاشورا و «پرهیز از خرافات و بدعت ها» رهنمون شوند.
۵) توسعه و حمایت آموزشی و پژوهشی از زیرساخت های فکری و مولد فرهنگ اصیل عاشورایی.
۶) رویکرد آموزشی و فرهنگی به مقوله خرافات و بدعت ها و شناخت ماهیت آسیب ها ومصادیق آن و تبیین روش های مناسب جهت کاهش خرافات و بدعت ها و ترمیم آسیب ها با استفاده از منابع معتبر و غنی.
۷) توجه به ارتباط سیستمی سیر مقتل نگاری، باتوجه به اینکه «مقتل نویسی، شعبه ای از دانش تاریخ اسلام است که ابتدای عصر نوین علوم موردعنایت جامعه تاریخدانان مسلمان بوده است
۸) منابع شناسی در حوزه های مقتل شناسی و ادبیات آئینی.
۹) تحلیل نگرش های فکری، فلسفی و کلامی درخصوص واقعه عاشورا.
۱۰) تبیین نقش عوامل فرهنگی، تاریخی، کلامی و سیاسی در زمینه پیدایش تحریفات و بدعت ها.
۱۱) بازشناسی نشانه های بدعت ها و تحریفات در حوزه اشکال و نمادهای فرهنگ عاشورا.
۱۲) ریشه یابی و بررسی پیامدهای تحریفات و بدعت ها در فرهنگ دینی جامعه.
۱۳) تعامل با مخاطبین در زمینه شناخت آسیب ها.
۱۴) تعمیق و عمق بخشیدن سطح معلومات و اطلاعات مخاطبین در حوزه فرهنگ عاشورا.
۱۵) تعریف روش های فرهنگی مقابله با تحریفات و بدعت ها.

رویکرد رفتاری مخاطبین
۱) التزام عملی مخاطبین نسبت به ضرورت پرهیز از طرح مباحث دارای شبهات و بدعتها که موجب وهن شعائر دینی می شود.
۲) استفاده بهینه مخاطبین از منابع و مآخذ معتبر و مستند.
۳) نهادینه نمودن آموزه های شعائر عاشورایی (مضامین ارزشی، معرفتی و حماسی و مفاهیم کلیدی) در راستای فرهنگ سازی جامعه.
۴) ساماندهی فکری و فرهنگی منابع نیروی انسانی در حوزه فرهنگ عاشورایی.
۵) پیشگیری از بدعت ها و تحریفات جدید در عرصه فرهنگ عاشورایی.
۶) ایجاد وحدت رویه در مخاطبین در مقابله فرهنگی با خرافات و انحرافات. Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:10.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif";}


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آبان 1393ساعت 12 بعد از ظهر  توسط  سپید  | 

خطبه 103نهجالبلاغه

 

از خطبه‏هائى است كه امام(ع)ايراد فرموده[1]

اى مردم!به دنيا همچون زاهدان و اعراض كنندگان از آن بنگريد،به خدا سوگند دنيابه زودى ساكنان خود را از ميان مى‏برد،و هوسبازانى كه به آن اطمينان دارند به مصيبت‏مى‏كشاند.

آنچه از دست رفته و پشت كرده هيچگاه برنمى‏گردد،و آينده معلوم نيست،تا در انتظارش‏باشيم،شادى آن با اندوه آميخته،توانائى و استقامت مردان نيرومند در آن به ضعف وسستى مى‏گرايد.

زيبائيهاى فراوانش شما را مغرور نسازد،زيرا مدت كمى بيش باقى نخواهد بود.

رحمت‏خداى بر آن كس باد كه فكر كند و عبرت گيرد،و بينا گردد.

به زودى خواهيد دانست كه گويا آنچه هم اكنون از دنيا موجود است اصلا نبوده.وآنچه از آخرت است همواره خواهد بود هر چيز كه به شمارش آيد(همچون ساعات عمر)سرانجام پايان گيرد،و هر چه انتظارش را داريد خواهد آمد،و هر آينده‏اى قريب و نزديك‏است.

دانا كيست؟

دانا كسى است كه قدر خود را بشناسد.

و براى نادانى انسان همين بس كه از قدر خويش بيخبر ماند.

مبغوض‏ترين افراد نزد خدا بنده‏اى است كه خدا او را به خودش وا گذاشته،از راه‏راست منحرف گشته و بدون راهنما گام برمى‏دارد،اگر به كشتزار دنيا خوانده شود(اجابت‏مى‏كند)و براى آن مى‏كوشد،و اگر به كشتزار آخرت و نعمتهاى گوناگونش دعوت شودسستى مى‏ورزد گويا آنچه انجام مى‏دهد بر او واجب است،و آنچه از آن شانه خالى مى‏كنداز دوش او برداشته شده است.

دوران آخر زمان‏و آن زمانى است كه از فتنه نجات نمى‏يابد مگر مؤمنانيكه بى‏نام و نشانند، اگر در حضورباشند شناخته نشوند و اگر غائب گردند كسى سراغ آنها را نمى‏گيرد،آنها براى سير كنندگان‏در شب ظلمانى جامعه‏ها چراغهاى هدايت و نشانه‏هاى روشنند نه مفسده‏جو هستند و نه‏فتنه‏انگيز،نه در پى اشاعه(فحشايند)و نه مردمى سفيه و لغوگو!اينانند كه خداوند درهاى‏رحمتش را به سويشان باز مى‏كند،و سختيها و مشكلات را از آن برطرف مى‏سازد.

اى مردم!به زودى زمانى مى‏رسد كه اسلام همچون ظرفيكه واژگون شود و آنچه درآن ست‏بريزد واژگون گردد(و مردم حقايق آن را به كلى فراموش كنند).

اى مردم!خداوند به شما ظلم نخواهد كرد و از اين نظر به شما تامين داده است،ولى‏هرگز به شما تامين نداده كه شما را آزمايش نكند.زيرا خداوند در قرآن فرموده:

(ان فى ذلك لايات و ان كنا لمبتلين) :

«در جريان‏«نوح‏»نشانه‏هائى است و ما مردم را مى‏آزمائيم‏»

+ نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند 1390ساعت 12 بعد از ظهر  توسط  سپید  | 

35117114391681954962.jpgسال نومبارک

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1390ساعت 10 قبل از ظهر  توسط  سپید  | 

منطق چیست؟


منطق چیست

 

شاگردی از استاد پرسید: منطق چیست؟

استاد کمی فکر کرد و جواب داد : گوش کنید، مثالی می زنم، دو مرد - پیش من می‌آیند. یکی تمیز و دیگری کثیف من به آن ها پیشنهاد می‌کنم حمام بروند. شما فکر می کنید، کدام یک این کار را انجام دهند؟

شاگردان یک زبان جواب دادند : خوب مسلما كثيفه.

استاد گفت: نه، تمیزه . چون او به حمام کردن عادت دارد  و کثیفه قدر آن را نمی داند پس چه کسی حمام می‌کند ؟

شاگردان جواب دادند تمیزه !

استاد جواب داد: نه، کثیفه، چون او به حمام احتیاج دارد و باز پرسید:

خوب، پس کدامیک از مهمانان من حمام می‌كنند؟

اين بار شاگردها گفتند: کثیفه !

استاد گفت: اما نه، البته که هر دو! تمیزه به حمام عادت دارد و کثیفه به حمام احتیاج دارد. خوب بالاخره کی حمام می‌گیرد ؟

بچه ها با سر درگمی جواب دادند: هر دو !

استاد این بار توضیح می دهد: نه، هیچ کدام ! چون کثیفه به حمام عادت ندارد و تمیزه هم نیازی به حمام کردن ندارد!

شاگردان با اعتراض گفتند: بله درسته، ولی ما چطور می‌توانیم تشخیص دهیم؟ هر بار شما یک چیزی را می‌گویید و هر دفعه هم درست است.

استاد در پاسخ گفت : خوب پس متوجه شدید، این یعنی: منطق!

خاصیت منطق این است که چه چیزی را بخواهی ثابت كني، همان چيز را با منطق طوري مي‌تواني بيان كني كه همه بپذيرند.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1390ساعت 10 قبل از ظهر  توسط  سپید  | 

سوالات درس 11دین وزندگی 1

سوالات درس 11دين وزندگي اول

1-باقي ماندن برپيماني كه باخدابسته ايم ..............و..............رادرپي داردوشكستن پيمان به .........درمقابل اومي انجامد

.2-مقدارموثربودن يك عمل بستگي به ...............انجام آن دارد.-مد ار

 

3-مراقبت به معناي ...........و.............است.

 4-مهمترين جنبه هرعمل .............است.

5 -تاثيريك عمل دررشدمعنوي انسان بستگي به ............دارد.

6-گذشتن ازخطاي ديگران نشان دهنده ...........وناديده گرفتن گناه  وخطاي خود نشان دهنده ........است.

 7-درمحاسبه اعمال نبايدبرخود...............ونسبت به اشتباهات خويش..............باشيم.

8-ابعادمراقبت رادرعبادتي مانندروزه بيان كنيد.

 9-يك حديث قدسي ذكركنيدكه نشان دهنده محبت خداوند به بندگان خودش باشد.

10-تفاوت ركن نمازوغيرركن راذكركنيد.

11-ازنظرامام علي (ع)آفت يك عمل ووسيله صعودآن چيست؟

12-فوايدمراقبت چيست؟

13  -اگربخواهيد اعمال يك روز خودرامحاسبه كنيد چگونه عمل مي كنيد؟

14-بايك مثال نشان دهيدكه باانجام يك عمل چندنيت رادنبال كرده ايد.

15-براي فهميدن ميزان موفقيت چه بايدكرد؟

16-براي اين كه عبادتي مثل كمك كردن به فقير داراي كيفيت بيشترباشد ،چه مي كنيد؟

17-اگردرحال نمازخواندن سهوا  ركوع رافراموش كنيد،نمازتان چه حكمي دارد؟چرا؟

18-اگردرنمازتشهدرافراموش كنيد ،نمازشماچه حكمي دارد؟چرا؟

19-درمواردزيرركن وغيرركن راجداكنيد:دوسجده-قنوت-ذكرهاي نماز-نيت-سلام-تكبيره الاحرام-قيام –موالات –ركوع-طمانينه

+ نوشته شده در  شنبه سی ام بهمن 1389ساعت 9 قبل از ظهر  توسط  سپید  | 

شعرمدرسه

اولین روز دبستان بازگرد

کودکیها شاد و خندان بازگرد

بازگرد ای خاطرات کودکی
بر سوار اسب های چوبکی

خاطرات کودکی زیبا ترند
یادگاران کهن مانا ترند

درسهای سال اول ساده بود
آب را بابا به سارا داده بود

درس پند آموز روباه و خروس
روبه مکار و دزد چاپلوس

کاکلی گنجشککی باهوش بود
فیل نادانی برایش موش بود

روز مهمانی کوکب خانم است
سفره پر از بوی نان گندم است

با وجود سوز و سرمای شدید
ریز علی پیراهن از تن می درید

تا درون نیمکت جا می شدیم
ما پر از تصمیم کبرا می شدیم

پاک کن هایی ز پاکی داشتیم
یک تراش سرخ لاکی داشتیم

کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت
دوشمان از حلقه هایش درد داشت

گرمی دستانمان از آه بود
برگ دفترهامان به رنگ کاه بود

مانده در گوشم صدایی چون تگرگ
خش خش جاروی بابا روی برگ

همکلاسی های من یادم کنید
باز هم در کوچه فریادم کنید

همکلاسی های درس و رنج و کار
بچه های جامه های وصله دار

کاش هرگز زنگ تفریحی نبود
جمع بودن بود و تفریقی نبود

کاش می شد باز کوچک میشدیم
لااقل یک روز کودک میشدیم

یاد آن آموزگار ساده پوش
یاد آن گچها که بودش روی دوش

ای معلم نام و هم یادت به خیر
یاد درس آب و بابایت به خیر

ای دبستانی ترین احساس من
باز گرد این مشق ها را خط بزن

 

  •  «به مستی بی‌طلب بوس از دهان یار می‌ریزد// ثمر چون پخته گردد خودبخود از دار می‌ریزد»
  • «پرده مردم دریدن عیب خود بنمودن است// عیب خود می‌پوشد از چشم خلایق عیب‌پوش»
  • «جام جم آیینه‌دار کاسهٔ زانوی ماست// ما چو طفلان هر طرف بهر تماشا می‌رویم»
  • «در مجالس حرف سرگوشی‌زدن با یکدگر// در زمین سینه‌ها تخم نفاق افشاندن است»
  • «شاه و گدا به دیده دریادلان یکی است// پوشیده است پست و بلند زمین در آب»
  • «شاهی که بر رعیت خود می‌کند ستم// مستی بود که می‌خورد از ران خود کباب»
  • «عشق را با هردلی نسبت به قدر جوهر است// قطره بر گل شبنم و در قعر دریا گوهر است»
  • «عیش امروز علاج غم فردا نکند// مستی شب ندهد سود به خمیازه صبح»
  • «فکر شنبه تلخ دارد جمعه اطفال را// عشرت امروز بی‌اندیشه فردا خوش است»

 

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم بهمن 1389ساعت 10 قبل از ظهر  توسط  سپید  | 

دعا

اََلحَمدُلِّلهِ اَلَّذی یَخلُقُ وَلا یُخلَق؛وَیَرزُقُ وَلا یُرزَق؛ یُطعِمُ وَلا یُطعَم ؛

 زادَاَللّهُ النَعَم َ؛دَفَعَ اَللّه اَلنَقَم ؛بِحَقِّ سَیِّدِالعَرَبِ وَاَلعَجَم ؛هَنیأً لِلا کِلینِ ؛


 وَبَرَکةً لِلباذِلینِ ؛صِحََّةً لِلجالِسین ؛وَشَفاءً لِمَرضَی اَلمُومِنینَ وَاَلمومِنات ؛


 وَسَلا مَةً لِسَفَرِاَلمُسافِرینِ ؛وَمَغفِرَةً لِاَمواتِ اَلحاضِرینِ ؛سیِّما اَمواتِ صاحِبِ اَلاطعِمَة وَاَلاشرِبة ؛اَللّهُمَّ طَیِّب تُرابَهُم وَیَسِّرحِسابَهُم وَاَحشُر هُممَعَ اَلایمَة َ اَلمَعصومین عَلَیهِمُ الَسَّلام ؛اَللّهُمَّ اَجعَل قَبرَهُم رَوضَةَ مِن رِیاضِ اَلجَنَّة

وَلا تَجعَل قَبرَهُم حُفرَةِ مِن حُفَرِالنِیرانِ ؛بِحَقِّ القُرانِ وَ بِحَقِّ سورَةِ المُبارَکَةِ الفا تَحةَ وَالاِخلاصِ وَاَلصَّلَوات ؛                            [[ آمینَ ربَّ اَلعالَمین

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم دی 1389ساعت 10 قبل از ظهر  توسط  سپید  | 

نماز

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم دی 1389ساعت 10 قبل از ظهر  توسط  سپید  | 

شعر

بیتی ازامام

توگردل بسته ای برعشق جانان جای خالی کن   

که این میخانه هرگزنیست جزماوای بی دلها

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم دی 1389ساعت 9 قبل از ظهر  توسط  سپید  | 

مراحل رشدانسان ازنظر قرآن

 

                                                          نمو نه ایی از مقالات همکاران

جـنـيـن از ديدگاه قرآن

مـراحـل شـکـل گـيـری جـنـيـن

 

ما آفرينش هر انسانی را با گرفتن چکيده ای از چکيده های خاک آغاز می کنيم ــ بعد آنرا يک چکه میکنيم و در جای مناسبی قرار می دهيم ـــ بعد آنرا به چيزيکه خود را می آويزد می آفرينيم، بعد آنرا به گوشت جويده شده لای دندان می آفرینيم، بعد استخوانهائی را از آن می آفرينيم، بعد استخوانها را گوشت می پوشانيم. دست آخر آنرا خلقت ديگری می دهيم. به اين شکل خدای شايان خلاقيت بهترين آفريدگاران است».

نکات آيه: 1ــ انسان از چکيده ای از چکيده های خاک آفـريـده می شود. 2ــ چکيده ای از چکيده های خاک به صورت يک چکه (يک قطره) در میآيد. 3ــ چکه در جای مناسـبی قرار می گيرد. 4ــ چکه (قطره) به چيزيکه خـود را می آويزد در می آيد. 5ــ چيزيکه خود را می آويزد به صورت گوشت جويده لای دندان در می آيد. 6ــ از گوشت جويده لای دندان برخی از استخوانها درست می شود. 7ــ استخوانها با گوشت پوشانده می شوند. 8ــ در نهايت جنين آفرينش ديگری را بخود می گيرد. 9ـــ خدا بهترين آفريدگاران است.

1ــ انسان از چکيده ای از چکيده های خاک آفريده می شود:

عناصری که انسان را (يعنی نطفه وی را) درست می کنند چکيده ای از مواد غـذائی هستند که انسان آنهـا می خورد. مـواد غـذائی نيز يا بـطور مسـتقـيم (يعنی: از طريق مصرف گياهان) چکيده ای از خاک است، و يا بطور غـير مستقـيم (يعـنـی: از طريق مصرف گوشت و مواد غذائی حيوانات) چکیده ای از خاک است. به اين ترتيب انسان چکيده ای از چکيده های خاک می شود.  

 

2ــ چکيده ای از چکيده های خاک به صورت يک چکه (يک قطره) در می آيد:

چنانکه در تصوير می بينيم عنصر توارثی انـسـان کـه قرار است يک انسان را درست کنند و چکـيـده ای از چکـيـده هـای خاک است، در اولين گام خود که در هم ذوب شدن اسپرم مرد و تخمک زن است، زير مـيکروسکـوپ بـرای مـا بصورت «يک چکه» است.

3ــ چکه در جای مناسبی قرار می گيرد:

وقتی چکه مزبور وارد رحم می شود دنبال جای مناسـبی می گردد و جای مناسب خود را پيدا می کند. يعنی اينطور نيست که هر جای رحم که قرار بگيرد موفق به رشد می شود و رشد می کـند. بـلکه در صورت قـرار نگرفتن در جای مناسب تلف می شود.

4ــ چکه (قطره) به چيزيکه خود را می آويزد در می آيد:

پـس از اينکه چکه مـزبور وارد رحم می شود از پـوسـته خود بيرون می آيد و دنبال جای مناسبی در جداره رحم می گردد و نهايتا چنانکه آيه توصيف می کند خود را به جداره رحم می آويزد. اغلب خود را به جداره سقف رحم می آويزد. (عَـلَـقـَة به معنی: "چـيـز آويخـته و چيزيکه خود را می آويزد" است. هم خانواده  واژه مُعَـلـّـق به مـعـنی: "آويـخـته و آويـزان" است. عـلت اينکه برخی آنرا به معنی: "خون بسته" ترجمه کرده اند اين است که عـلـقـه به معنی: "خون بـسـته" نــيـز هست. عـلت نامگذاری «عَـلـَقـَة» به "خون بـسـتـه" نيز ظاهـراً اين بوده که وقـتـی خـون از محل آسـيـب ديده بيرون می آيد خشک و آويخته می شـود. به "زالـو" و "کرم" نيز عـلقه اطلاق شـده است. چـون خـود را می آويزند. وقـتـی تـخـم وارد رحـم می شـود و بـه جداره رحم می آويزد زالـو مانند هم هست، و زالـو مانند عـمل نيز می کند. شايد منظور آيه از «عـلـقـه» در ايـنجا به معنی: "زالو و زالو مانند" نيز باشد).

 

 

5ــ چيزيکه خود را می آويزد به صورت گوشت جويده لای دندان در می آيد:

 

 

 

بعد «عـلـقـه» (يعنی چيزی که پـيـش از ايـن خـود را به جداره رحم آويخت) به شکـلی که در تصوير می بينيم در می آيد. اين تصـوير تصوير يک جـنـيـن سـه هــفــته ای است. تقـريباً 2 ميليمتر است. هـم از نـظـر انـدازه و هم از نظر شکـل، دقـيـقـاً هـمـانـطـور که قـرآن آنرا توصيف می کند مانند "يک تکه گوشت جويده لای دنـدان" می ماند.

 

6ــ از گوشت جويده لای دندان برخی از استخوانها درست می شود:

 پـس از 4 هـفـته که طول جـنـيـن تـقـريباً 6 مـيليمتر است، از آن شکلی که مانند گوشـت جويده لای دنـدان بـود، بـرخـی از استخوانها که ستون فـقـرات باشد درست شده است. هـيـچ گـوشـتی نـيـز روی آنها نيست. البته اين تصـويـر ميکروسکوپی است (يعنی اين ستون فـقـرات با چشم ديده نمی شوند).

 

7ــ استخوانها با گوشت پوشانده می شوند:

در 5 هفتگی يک شيار گوشتی روی کمر درست می شود و در 6 هـفـتگی ستون فـقرات کاملا از گوشت پوشانده می شود (ستون فقرات تا "پيش از پوشيده شدن از گوشت" همچنان ميکروسکوپی هستند).

8ــ در نهايت جنين آفرينش ديگری را بخود می گيرد:

جمله «در نهايت او را آفـريـنـش ديگـری می دهـيـم» که آيه آنـرا مطرح میکند به اين معنی است که جنين انسان در روند رشد خود با جنين جانوران ديگر شباهتی يا شباهتهائی دارد، ولی در اواخر رشـد خود خلـقـت ديگری بخـود می گيرد کـه با هـيـچـيـک از آنها شـبـيـه نيست.

جـنـيـن انـسـان در مـراحـل رشـد خـود در واقع همانگونه که مرحله ای از آن را در تصویر می بینیم هـمـانـنديهای زیادی با جنين حيوانات دارد، طوریکه فقط يک متخصص می تواند آنها را از هم تميز بدهد. جنين انسان و ميمون حتی تا چند هـفـته پـيـش از تولد آنـقـدر شـبيه بهم هستند که فقط يک متخصص می تواند آنها را از هم تميز بدهد. در اواخرِ رشد خود است که رفـتـه رفـتـه روند رشـد ديـگری بخود می گيرد و از بـقـيـه متمايز می شود تا جائيکه تا پيش از روزهای تولد خود دیگر به هيچيک از انواع  حيوانات شباهـتی ندارد.

 

 

 

 

9ــ خدا بهترين آفريدگاران است:

جمله "خدا بهترين آفـريـدگاران است" به اين معنی است که انسان نيز چيزهائی را خواهد ساخت ولی بپای آفريده های خدائی نخواهد رسيد. با بکار بردن واژه خالق و جمع بستن آن، ساخت و تولـيدات انـسان را تقدير می کند ولی با ساختهای خود خيلی فاصله می دهد.

در عـصر ما فعلاً انسان خـيـلی از چيزهـا را ساخته و می سازد ولی از آنجا که آنها خودآگاه نيستند و به اين خاطر فکر نيز نمی توانند بکنند، بلکه همانگونه که سـاخته و برنامه ريـزی می شوند کار می کنند، خيلی با آفريده های خدائی تفاوت دارند.

تـرکـيـب نـطـفـه زن و مـرد

 

«ما هر انسانی را از چکه در هم ذوب شده ای می آفرينيم. روی آن کار می کـنيم و خصوصيات و صفات آنرا بارز می کنيم. بعـد آنرا شنوای بينا می کنيم»!

«الف و لام» در واژه «الانسان» الف و لامِ اسـتـغـراق حـقـيـقـی است، اين الـف و لام واژه خـود را به تک تک نوع خود تعـمـيـم می دهـد. يعـنی الانـسـان بـه معـنی «کلّ انسانٍ» به معنی «هـر فـردی، هـر انسانی، هر يک از انسانها» می شود. «مشج» به معنی: در هـم ذوب شدن دو يا چند چـيـز مختلف است. و عبارت «نطفه امشاج» به معنی: «چکه ذوب شده دو يا چند چيز باهم» می باشد.

نکات آيـه: 1ــ انسان از چکه در هم ذوب شده درست می شود. 2ــ روی چکه در هم ذوب شده کار میشود و صـفات و خصوصيات آن بارز می شود.3ــ انسان ابتدا شنوا و بعد بينا می شود.

1ــ انسان از چکه در هم ذوب شده درست می شود:

حدودا 500 ميليون از سـلـولـهـای نطـفـه مـرد (اسـپرم) بـطرف محل تخمدان زن می روند. بجز تعداد کمی از آنها که موفق می شوند در جای مناسبی در مسير تـخـمـدان قـرار بگـيـرنـد و تـا آمـدن تخـمک منتظر بمانند بقـيه از بين می روند. بعد از بيرون جهـيـدن تخمک با آن وارد عـمل می شوند که وارد آن شوند. وقـتی يکی از آنها موفـق می شـود تخـمـک را سـوراخ کرده و وارد آن  شـود، تخـمـک ديگر امکان ورود به بقيه را نمی دهد. وقـتی سـلـول نطـفـه مـرد (اسپرم) وارد تخمک زن می شـود در هم ذوب و به هم ترکيب می شوند. عـمـل ترکيب نطفـه زن و مـرد پـس از کـشـف تخـمکِ زن کـشـف شـد کـه در نـيـمه اول قــرن نوزدهـم بود (يعنی بيش از 1300 سال پس از قـرآن)، آنـهـم بـه کـمـک ميکروسکوپ.

2ــ روی چکه در هم ذوب شده کار می شود و صفات و خصوصيات آن بارز می شود:

ابتلاء به معـنی: "کار کردن همزمان با چند چيز در شئ برای درآوردن و بارز نـمـودن صـفـات و ويـژگـيـهـای آن" است. کروموزمهای زن و مرد تمامی صفات و خصوصيات يک انسان از قبيل رنگ، بلندی، وضعيت مو، وضعيت اسـتـخـوان بـنـدی و غـيـره را با خود دارند کـه در رونـد شکـل گـيـری جنين رفـته رفته بارز می شود و پس از تولد بروز آن تکـمـيل می شود.

3ــ انسان ابتدا شنوا و بعد بينا می شود:

چنانکه قرآن ابتدا شـنـوائی را می آورد و بعد بينائی، جنين ابتدا شنوا می شود و بعد بينا. شـنوائی جـنـين می تواند از چهار تا پنج ماهگی آغاز بشود، و بسته به خوبی يا بدی صـدا تأثـير مثبت يا منفی روی آن بگـذارد. ولی بـيـنائی وی (يعنی توان درک تصوير در وی) پس از تولد صورت می گيرد، هـر چند پيش از تولد نيز در برابر نور عکس العمل نشان می دهد.

 

جـنـس نـر و مـاده در نـطـفـه مـرد

 

« و هـر دو جـفـت نـر و مـاده را از او (از نطفه مرد) قرار داد»!

سلول نطفه مرد (اسپرم) چـنـانـکـه آيه مـطـرح کرده هـر دو جـنس نر و ماده را با خود دارد. جنس ماده آنرا کروموزم  X و نر آن را کروموزم Y ناميده اند. اگر جنس ماده آن با کروموزم زن ترکيب شود جنين دخـتـر می شود و اگر جنس نـر آن با کروموزم زن ترکيب شود جنين پسر می شود.

عـمل ترکيب نـطفه زن و مرد در نيمه اول قرن نوزدهم کشف شد. و وجود نر و مادگی در نطفه مرد در اواسط قرن بيستم کـشـف شـد.  يعنی حـدوداً 1400 سال پـس از مـطـرح شـدنِ آن در قـرآن. انـدازه کروموزم نيز 1 ششصدم ميليمتر است (يعنی ميکروسکوپـی است).

 

 

رسيدن برخی از سلولهای نطفه مرد (اسپرم) به تخمک زن

 

« سوگند به شب وقتيکه کاملاً فـرا گـيرد ـــ و به روز وقتيکه به اوج خود برسد ــ و به آنچه نر و ماده را می آفريند ـــ فعاليت شما يکسان نيست ».

نکات آيه:

1ـــ فعاليت بدن انسان در شب و روز به يک اندازه نيست: (در رابطه با تفاوت فـعـالـيـت بـدن در شب و روز در قسمت خواب و بيداری صحبت شده. و منظور از "عدم يکسانی فعاليت بدن"، "عدم يکسانی نتيجه و بازده کار انـسان" است. و اين مـوضوع بنابر ايـنکـه قـرآن "حـق هـر کسی را حاصل کار و تلاش خـود وی می داند" بـيان کرده. يـعـنی آيه: ليس للانسان الا ما سعی = حق هر کسی معادل کار و تلاش وی است).

2ـــ فعاليت و نتيجه فعاليت آنچه جنس نر و ماده می آفريند يکسان نيست:

آنچه جنس نر و ماده  می آفـريند سلول نـطـفـه مـرد (اسپرم) است که پيش از اين راجع به آن صحبت شد. تعداد آن سلولها که بـطرف محل تخـمـدان زن راه می افـتند حدوداً 500 ميليون است. ولی فـقـط تعداد کمی از آنها موفـق می شوند خود را تا محل تخمدان برسانند و منتظر بيرون جهيدن تخمک بمانند، بقـيه از بين می روند. يعنی دقيقاً همانطور که آيه مطرح می کند فعاليت و نتيجه فعاليت آنها يکسان نيست.

 

 

 

کـيـسـه سـه لائـی جـنـيـن

«شما را در شکم مادرانتان می آفريند آفرينشی بعد از آفرينشی در غشاءهای سه گانه»!

نکـتـه آيه: انسان در (از) غشاءهای (پوسته های نازک) سه گانه آفريده می شود:

يکی از پوسته های نازک سه گانه کيسه جنين است که در آن رشد می کند. کيسه مزبور از سه لايه نازک مـيکروسکوپی تشکيل شده است.

پوسته های نازک سه گانه ديگر تقسيم سلول تخم به سه پوسته نازک است. پس از اينکه سلول تخم به رحم می رسـد و در جداره رحم آويخته می شود به سه تا پوسته نازک تقسيم می شود، که هر يک از آنها بخـشـهـای مـشخصی از بدن جنين را درست می کنند.

(«ظـُلـُماتْ»: يکی از جمعهای «ظـُلـْمَة» و «ظـُلـُمَة» است در اصل به معنی «تاريکی» هـستند. بعد در معنی دوم خود از جمله به: پوسته، پرده و غـشاء اطلاق شده که تاريکی ايجاد می کنند. و در آيه ظاهراً به اين معانی بکار گرفته شده اند).

 

آفـريـنـش انـسـان از چـيـز عَـجَـل واری

«انـسان از چيز عَـجَـل واری آفريده شده است. آيات خود را "در آينده" به شما نشان خواهم داد. بنابـر ايـن بيتابی نکنيد».

نـکـات آيـه:

1ـــ انسان در آينده خواهد ديد که از چه آفريده شده است:

اينکه خـداونـد می گويند: «آياتم را به شـما نـشـان خـواهـم داد» به اين معـنی است که انـسـان روزی خـواهــد ديـد (يعـنی با چـشم خـواهـد ديـد) که از چه يا چگونه آفـريـده شـده است. و اين چيزی است که امروزه تحـقـق يافـتـه است. امروزه انسان با کمک ميکروسکوپ می بيند که سلولها از چه و چگونه آفـريده می شوند و چگونه زندگی می کنند.

2ـــ انسان از عَـجَـل آفريده شده:

واژه «عَـجَـل» به معـنی اسمی و وصفی  در اصل به معنی: "شـتاب و شتاب دهی" است. بعد در مـعـنی دوم خـود بـطور ضمنی و تلويحی به يکسری از مواردی که به نوعی و به نحوی کار را شتاب می بخشند اطلاق شده است. مانند:

«گل و لای بد بو (که اشاره ضمنی بوده به: "با شتاب و زودتر رد شدن" از محل مزبور) ـــ برآمدگی کنار درخت خرما که با آن بالا می روند ـــ دولاب ــ چرخ چاه ــ چوبهای به هـم پـيـوسته رخت آويز ــ چوب سر چاه ــ چرخ ـــ زنجير ـــ پله ـــ بـسـته طناب مـرتب جمع شـده».

هـر سلولی مولکولهای DNA  در بردارد. DNA (مخفـف desoxyribonucleicacid) ماده شيميائی است کـه ژن را تشکـيـل می دهـند. ژنها اطـلاعات تـوارثی را در بـر دارند و هويتهای جديد را می آفرينند و آفرينش پديده  را هدايت می کنند. اين مولکـول شيميائی موسوم به  DNA از دوتا زنجير درست شده که بوسيله بازها بهم مرتبط می شوند، طوريکه دو مارپيچ شکـل می گيرد. تصور و رسمی که انسان از آنها دارد  در 3 مورد مانند عجل می مانند. يکی در "زنجير واری" آنـها، ديگری در "پله واری" آنها، و سومی اينکه مانند "بسته طناب منظم چيده شده" می مانند».

 

 

 

 

 

پس گرفته شدنِ موادِ زائدِ جنين توسط رحم

«خدا می داند هر (مادر) بارداری چه بار دارد، و می داند رحمها چه چيزی می مکند و چه چيزی را اضافه می کنند و هر چيزی پيش او اندازه ای دارد».

نکته آيه: رحمها چيزهائی را از جنين می مکند و چيزهائی را به او می دهند، و هر چيزی نيز اندازه مشخصی دارد:

رحم (يا بعبارتی کيسه ای که جنين در آن بـسر می برد) به جنين مـواد غـذائی می فـرسـتد و از همانجا نيز مواد برگشتی جـنـيـن را می گيرد. کُـرکها و پـرزهای کوچک رحم (يعنی کيسه رحم) که در خون مادر غـوطـه می خورند هـمـه مـولکـولـهـائـی کـه از انـدازه مـشـخـصی بـزرگـتـر هـسـتند را تصـفـيه می کنند. و فقط کوچکترينهای عناصر حفاظتی بدن می توانند رد شوند و از طريق بند ناف  به جنين برسند.

در زمان محمد انسان می دانست که رحم مادر نوزاد را تغـذيه می کند، ولی اينکه جنين مـواد برگشتی نيز دارد و رحم آنرا را پـس می گيرد، و يا ايـنـکـه پـرز هــای رحم مـولکـولـهای بـزرگ را تصـفـيه می کـنـد طـبعاً کسی چيزی نمی دانسته و اين عـلـوم مربوط به علم عصر ما است.

روند رشد يکسان جنين انسان و دامها

 

«خدا انسان را از يک چکه می آفريند. پس از آن، (چکه) بطور آشکاری جدا می شود و صف آرائی می کند ــــ دامها را نيز به همين ترتيب می آفـريند»!

نکـات آيـه:

1ـــ انسان پس از چکه بودن يکمرتبه جدا می شود و صف آرائی می کند:

پس از اينکه سـلـول نطـفـه مـرد (اسپرم) وارد تـخـمـک زن می شـود و در هـم ذوب می شوند و تـقـسـيـم سـلـولی صـورت می گيرد، سلولها بحالت جبهه گيری کردن از هم جدا می شـونـد و در سه تـا آرايـش کـه تـشـکـيل سه تا پـوسته است صف آرائی می کنند. (هر يک از پوسته ها بخشهای مشخصی از بدن را درست می کنند). و آشکار بودن آن که آيه آنرا مـطـرح می کند نيز به معنی "ديدنی بودن" آنست، که انسان فعلاً  به کمک ميکروسکوپ آن وضعيت را می بيند.

2ـــ روند و فرايند رشد جنين دامها نيز مانند جنين انسان است:

چنانکه آيه مطرح می کند شکل گيری جنين دامـهـا نيز روند و فـرايـنـدی مانـنـد جنين انـسان دارد! پيش از اين تـصـويـری از روند رشد جـنـيـن انسان و برخی از جانواران را ديديم.

 

زمانِ کاملِ شير دهی دو سال است

 

«مادرانی که می خواهند شير دهی خود را کامل کنند دو سال کامل به فرزندان خود شير دهـند»!

علم امـروز نيز مدت زمان لازم شير دهی را دو سال می داند. زنی که به بچه شير می دهد نيز رحم وی به حد طبيعی خود می رسد. سه چهارم زنانی که به گشادی رحم دچار شده اند کسانی هستند که به فـرزندان خود شير نداده اند.

چگـونگی خـروج نـطـفـه زن و مـرد

 

« انـسـان می بـايـد ببيند از چـه درست شـده ــ از آب جهـيـده ای درست شده ــ که از خروجی سفت و خروجيهای نرم خارج می شود»!

نکته آيه: آب جهيده ای که انسان را درست می کند از خروجی سفت و خـروجيهای نرم خارج میشود:

خروجی سفـت:

خـروجی «سفت» که مفرد آمده و به معـنی "يکی بودن" آن است، مربوط به خروجی تخمک " زن" است. چنانکه در تصوير می بينيم تخمک زن يک خروجی بيشتر ندارد، و آن خروج از تخمـدان است (تصوير1). خروجی تخمـدان نيز بسته است. وقـتی تخمک بخواهد بيرون بيايد به کناره جداره خروجی تخمدان می رود. بعد در تخمدان فـشار ايجاد می شود و جداره تخمدان پاره می شود و تخمک به بيرون جهش داده می شود (تصوير 2). تخمک زن در قـرن نوزدهـم کشف شد.

 

 

خروجيهای نرم:

خروجی های نرم که جمع آمده (يعنی بيش از دوتا خروجی است، چون در عربی از سه ببالا جمع محسوب می شود) مربوط به خروجی های نطفه مرد است.

درون بيضه کانالهای خرطومی (مارپيچی) زيادی وجود دارد که طول آنها روی همديگر به چند صد متر می رسد. در آنجا پيوسته سلولهای خاصی تقـسيم می شوند که در هـر روز ميليونها کروموزوم توليد می کنند. و در کانال خرطومی سراسری پشت بيضه کروموزمها از اطلاعات توارثی شارژ میشوند. بعد از طـريق مجـرای منی که نيم متر طول دارد پـس از دور زدن مثانه به درون غـده زير مثانه رفـته و پس از طی قـسمتی از آن در آنجا در مجرای ادرار جاری می شوند. علت جهش آن نيز انبساط ماهيچه های قوی است.

چنانکه در تصوير می بينيم نطفه مرد بيش از يک خروجی دارد و هـمه آنها نيز نرم می باشند (يعنی جلو آن مانعی وجود ندارد که مانند درِ خروجی تخمدان زن بخواهد بترکد يا پاره شود).

 

 

 

تقسيم سلولها و به تعادل رسيدن آنها

 

 

«ای انسان! چه چيزی جای آفريدگار خود که در نهايت خوبی است چشم ترا گرفته؟! آفـريـدگـاری کـه تو را آفريد، مدت کوتاهی بـعـد ترا به اندازه های مساوی تقسيم نمود، و مدت کوتاهی بعد ترا به تعادل رسانيد ــــ در هر شکلی که خواسته بود ترا رفته رفته شکل داد».

حـرف« ف» حرف عـطف برای ترتيب و تعـقـيب است. يعنی انجام کاری را بلافاصله يا با فاصله کوتاهی پس از انجام کار دپگری  بيان می کند. (مدت زمان فاصله بستگی به کلِ زمانِ مقوله مورد بحث دارد). و جمله به این معنی میشود که «تسويه» در مدت کوتاهی پس از «خلـق» صورت می گيرد و «تعديل (تعادل)» پس از تسويه صورت میگـيرد.

نکات آيه:

1ــ انسان ابتدا آفريده می شود. 2ـــ انسان مدت کوتاهی پس از آفرينش به اندازه های مساوی تقسيم می شود. 3ـــ انسان مدت کوتاهی پس از تقسيم شدن به تعادل رسانده می شود. 4ـــ انسان پس از به توازن رسيدن آغاز به شکل گرفتن بشکلی که از پيش خواسته شده (از پيش تعـيين شده) می کند.

1ــ انسان ابتدا آفريده می شود:

وقـتـی سـلـول نطـفـه مرد ( اسـپـرم) وارد تخمک زن می شود و در هـم ذوب و با هم ترکيب می شوند در آن زمـان انـسـان بعــنـوان يک هـويت و فـرديت و اينکه چه ويژگيها و خصوصيات فـيزيکی خواهد داشت، آفـريده می شود.

2ـــ انسان مدت کوتاهی پس از آفرينش به اندازه های مساوی تقسيم می شود:

چنانکه آيه می گويد:انسان ساعـاتی پس از آفـريـنش (يعنی ساعاتی پس از ذوب شدن هسته های سلولی اسپرم و تخمک که در آنوقت انسان بعنوان يک هويت، يک ماهيت و يک فرد آفريده میشود، که در اولـين شـبانه روز صـورت میگيرد)، اولين تقـسـيم سلولی صورت می گيرد. از آن به بعـد هـر 12 تا 15 ساعت سـلـولـهـا تـقـسـيـم می شـونـد. در ضـمـن 3 تا 4 شبانه روزی که تخم در مسير رفـتن بطرف رحم است، ابتدا به دو قسمت مساوی تقـسيم می شـود، بعد به چهار قسمت، بعد به هشت قسمت، بعد به شانزده قسمت، و بعد به سی و دو قسمت. بعد سلولها (يعنی آن 32 سلول) به دو دسته مـسـاوی تقـسـيـم می شوند و خود را بکناری می کشند.

 

 

3ـــ انسان مدت کوتاهی پس از تقسيم شدن به تعادل رسانده می شود:

در اولـيـن سـلـول (يعـنی: سـلـول تخـمک زن که اسپرم وارد آن می شود و در هم ذوب می شوند)، مواد غـذائی مـوجود در سـيتوپلاسم (که دور هـسته را گرفـته) بيش از ميزان مورد نياز هسته آن سلول است. بميزانيکه سلولها رفـته رفـته تـقـسيم می شوند مـتعاقـب آن نسبتِ زيادی ِمواد غـذائیِ موجود در سـيتوپلاسمها نسبت بـه مـيزان مورد نياز سلول نيز رفـته رفـته کم و کمتر می شود. تا اينکه وقـتی تـقـسـيم آنها تمام می شود (به 32 سلول می رسند) اين نسبت به تـعـادل  می رسد. يعنی پـس از ايـنکـه 16 سـلـول آخر به 32 سـلـول تـقـسـيـم شـدنـد نـسبت مواد غذائی موجود در سـيتوپلاسمِ هـر سـلـولی مساوی می شـود بـا مـيزان نياز هـسـتـه آن سلول. و به اين شکل انسان (که در آن نقـطه هـمان سلولهاست) به تعـادل می رسد.

4ـــ انسان پس از تـعـادل يافـتن آغـاز به شکل گرفتن به شکلی که از پيش خواسته شده است (از پيش تعيين شده است) می کند:

پس از اينکه تقسيم سلولی تمام می شود و ميزان مواد غـذائی موجود در سـيـتوپلاسمهای سلولها نيز معادل نياز هسته های آنها می شود، شکل گيری جنين آغاز می شود. شکل و شمايل جنين و ساير خصوصـيات فـيـزيـکـی آن نـيـز هـمانگونه که آيه آنرا مطرح می کند پـيـش از ايـنـکه جنين شکل بگيرد وجود دارد، که انسان آنها را بصورت اطلاعاتی که بصورت کد در خلايای توارثی ضبط شده درک و تصور می کند.

آفرينش انسان از يک حيات يگانه در دنيا و آخرت

«آفرينش کنونی شما و برانگيختن شما چيزی بيش از يک حيات يگانه نيست».

در رابطه با چگونگی برانگيخته شدن ما از يک حيات يگانه در آخرت، ما فعلاً چيزی نمی دانيم، ولی اينکه قرآن ميگويد: آفرينش و زندگی کنونی ما از يک حيات يگانه درست می شود "درست" است. ما از يک حيات يگانه آفريده می شويم، از يک سلول. وقتی سلول نطفه مرد وارد تخمک زن می شود و با آن ترکيب می شود، در آن نقطه يک انسان آفريده می شود، و چيزی بيش از يک سلول نيست.

جـنـيـن بـطـرف پـسـتـان مـادر هـدايـت می شود    

« و آيا ما او را (نوزاد انسان را) به طرف پستانها هدايت نکرديم»!

تحقـيقاتی که در اين رابطه انجام شده نشان داده که وقـتی نوزاد متولد می شود اگر بند ناف وی بريده نشود و ميان پاهای مادر بحال خود گذاشته شود، تقـريباً پس از پانزده دقـيـقـه شـروع می کند به خزيدن در جهت پستان مادر. گفـته می شود که نوزاد بوی پستان مادر را می شناسد و دنبال آن می رود. (اين دليل شايد درست باشد ولی بو معمولاً "بطور يکسان" در فضا پخش می شـود. و وقـتی انسان بخواهـد بـداند بو از کجا می آيد، به اينطرف و آنطرف می رود و می بيند بو در کجاهـا بيشتر می شـود و در کجاها کمتر. تا اينکه خود را به محل بـو می رساند، در حاليکه نوزاد از همان ابتدا دقـيـقـاً در راستای سينه مادر پيش می رود. بهر حال نکته مورد نظر ما در آيه مطلق "هدايت شدن" نوزاد است که در هر حال بقـوت خود باقی خواهد بود).

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت 10 قبل از ظهر  توسط  سپید  | 

مطالب قدیمی‌تر